سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط هارون امیرزاده
اخبار
نمایش از 12 آذر 1394
پرینت


چرا تا هنوز پشتونیزم خواب "پشتونستان بزرگ" را می بیند؟

نبشته از : هارون امیرزاده .

بخش اول


اخیراً یک دسته ای از شخصیت های سیاسی پشتون تبار پاکستانی به دعوت پشتونستهای حاکم افغانستان به کابل دعوت شده اند تا روابط میان تباری دو طرف مرز دیورند را در معادلات جیوپلیتیک جنگ و صلح بحث کنند. هم چنان همزمان به آن معین وزارت اقوام و قبایل افغانستان اعلام نمود، که از سهمیه بورسهای تحصیلی برای دانشجویان افغانستان به کشور های خارجی به" فرزندان محروم ماورای مرز دیورند" نیز داده شود.
درین مقاله مختصر دو موضوع مورد بحث قرار گرفته است: چرا مرز دیورند از طرف پشتونیست ها داغ نگهداشته میشود و دلایل " لر و بر" پرستی چیست ؟

پشتونیزم چه می خواهد؟
نخست باید گفت پشتونیزم یک تفکر فاشیستی عظمت طلبانه است که روابط تنگاتنگ با استعمار و استکبار جهانی دارد و هدف آن بهره برداری از نام قوم شریف پشتون دو طرف مرز دیورند در راستای منافع گروهی و استعماری است.
تعجب آور اینست که هم پشتونیست های کلاسیک و هم پشتونیست های قرن بیست و یکم با آنکه می دانند افغانستان در نتیجه ادعای ارضی بر پاکستان تباه ، ویران و از جهان تجرید شد، ولی بازهم دست از داغ نگهداشتن مرز دیورند نمی کشند. این در حالیست که تمام مرزهای افغانستان بشمول نام "افغانستان" در بازی بزرگ سده نزدهم ساخته شده است.
به باور این قلم پشتونیست های سر تنبه چه چپی و چی راستی یک هدف دارند: استحکام قدرت قبیله محور با اتکاء به خشونت، تبعیض و قدرت خارجی. برای رسیدن به این هدف از تمام وسایل استفاده می کنند. یکی از ابزار های دست یابی به این هدف داغ نگهداشتن خط دیورند و سیاست"لر و بر" پرستی است.
آیا پشتونیزم هنوز باور به تجزیه پاکستان و ایجاد" پشتونستان بزرگ" دارد؟
واقعیت اینست که پس از بیشتر از نیم سده تلاش های مزبوهانه سیاسی و استفاده از تمام امکانات داخلی از بسیج اجتماعی گرفته تا سرمایگذاری های کلان سیاسی و قومی بالای قبایل پشتون پاکستان، پشتونستهای سده بیستم یکم به این باور رسیده اند، که داعیه بنام "پشتونستان بزرگ" یک رویای میان تهی و غیر واقعی است و به دلایل ذیل هر گز به حقیقت نمی پیوند:
1) حتا بی سواد ترین پشتون می داند که افغانستان با توجه به قدرتمندی پاکستان و نفوذ گسترده این کشور در افغانستان نه توان، نظامی دارد و نه توان اقتصادی که از راه زور پاکستان را تجزیه کند.
2) اکثریت قاطع مردم پشتون تبار پاکستان، که در حدود 15 فیصد نفوس 180 میلیونی پاکستان را تشکیل می دهند و سه چند پشتونهای افغانستان بحساب می آیند، نه علاقه ای به تجزیه پاکستان دارند، نه باور به پشتونستان خیالی دارند و نه توان تجزیه پاکستان را دارند. افزون بر آن آنها پاکستان را سرزمین مقدس خویش می شمارند و از امکانات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به مراتب بهترنسبت به پشتونهای افغانستان برخور دار هستند.
3) همه این حقیقت را میدانند که یک تعداد پتان های پاکستانی تحت نام مبارزین آزادیخواه بحیث ستون پنجم آی اس آی در افغانستان خدمت کردند و هر گز به افغانستان وفا نکردند. هم چنان پشتون های پاکستان در تخریب و ویرانی افغانستان از اولاده خان عبدالغفار خان و پیروان او گرفته تا نصرا لله بابر، مولوی فضل الرحمن ، جنرال حمید گل و صد ها شخصیت پشتون تبار پاکستانی از هر پنجابی کرده نقش برجسته تر بازی کرده اند. چنانچه در نیم سده اخیر دولت های پشتونیست افغانستان تمام هست و بود افغانستان را فدای پشتونهای پاکستانی کردند از تقسیم بورسهای تحصلی فرزندان افغانستان به مردم آنسوی مرز دیورند گرفته تا دادن زمین، خانه، مقامات بزرگ دولتی، ولی هرگز به کام نرسیدند.
4) نسل فعلی پشتونیستهای افغانستان از کمونست گرفته تا مجاهد ، طالب، داعش و یا تکنوکرات های غربی به خوبی می دانند، که دعوت یک تعداد شخصیت های پتان پاکستانی در کابل نه باور به داعیه پشتونستان و یا تجزیه پاکستان دارند و نه توانایی و نفوذ سیاسی در معادلات قدرت در پاکستان. پشتون های با نفوذ پاکستان مثل مولا نا فضل الرحمن و یا عمران خان و یک تعداد دیگر رهبران افغانستان را تحویل هم نمی گیرند و حتا بحیث مهمان بدعوت کرزی و غنی به کابل هم قدم رنجه نکردند.
5) جامعه جهانی مرز دیورند را بحیث مرز بین المللی برسمیت می شناسند و " پشتونستان طلبی" را یک فکاهی بیمزه می دانند. در چهارده سال اخیر جامعه جهانی از تقویت دولت پشتونیستیی و حذف اقوام غیر پشتون از قدرت حمایت قاطع کردند ، ولی هرگز از معضل خط دیورند حمایت نکردند. هم چنان علیرغم اینکه هزاران فرزند غرب را پاکستانی ها از طریق تسلیح تروریستان کشتند، ولی غرب فشار لازم بر اسلام آباد وارد نکرد. به بیان دیگر سیاست غرب نشان می دهد که پشتونها نمی توانند جای پنجابی ها را در معادلات جیوپلیتیک بگیرند. ازینرو رهبران ارگ کابل خوب می فهمند که غرب طرفدار تجزیه پاکستان نیستند.
6) اگر رهبران ارگ کابل هدف شان از سیاست" لر و بر "پرستی یکجا شدن افغانستان با پاکستان بحیث صوبه پنجم پاکستان باشد، غرب بدون شک از آن حمایت خواهد کرد. اما بازهم فاکتور غیر پشتونها را نیز نباید نا دیده گرفت. چنانچه در سه دهه اخیر بسیار تلاش ها صورت گرفت که توسط حکمتیار و یا طالبان افغانستان به پاکستان ملحق شود، ولی نقش نیروهای مقاومت در تحت رهبری احمد شاه مسعود مانع این کار شد. روی تصادفی نیست که از پرویز مشرف پنجابی گرفته تا نصرا لله بابر، مولوی فضل الرحمن و جنرال حمید گل پشتون تبار و یک تعداد دیگر بطور علنی تاجیکان را دشمن منافع پاکستان و مانع الحاق افغانستان به این کشور اعلام کردند.
7) بسیاری دولت های افغانستان با وصف مغز شویی مردم و تربیت کودکان افغانستان با افکار پشتونستان خواهی شکست خوردند. حاکمان فعلی ارگ کابل خوب می دانند معضله خط دیورند و یا پشتونستان خواهی از حمایت مردم افغانستان برخور دار نیست. چنانچه برخی اعلامیه های کرزی و یا سمینار ها پیرامون " خط دیورند" مورد نقد قرار گرفته و چنین شعار را خلاف مناع ملی افغانستان می دانند.
*****
بخش دوم
چرا پشتونیستها مرز دیورند را داغ نگه می دارند؟

طوریکه در بالا تذکر رفت با آنکه پشتونیست های فعلی ارگ کابل خوب می دانند، که داغ نگهداشتن خط دیورند و دعوای" پشتونستان بزرگ" نه به نفع افغانستان است و نه خریدار داخلی و نه خارجی به استثنای روسیه و هند ندارد، بازهم چرا از نام خط دیورند استفاده ابزاری می کنند؟
به باور این قلم پشتونیست ها به پنج دلیل مرز دیورند را داغ نگه می دارند:
1) بازی جیوپلیتیک
پشتونستان طلبان از کارت دیورند در بازی های جیوپلتیک در عصر جنگ سرد استفاده کردند. دولت های افغانستان تحت نام معضله دیورند سیاست آشکار دشمنی با پاکستان را در پیش گرفتند. غرب در کنار پاکستان قرار گرفت و شوروی سابق و هند در کنار افغانستان. روسها و هندی ها دولت های افغانستان را تشویق درین راستا کردند. در نتیجه افغانستان بخاطر پشتونستان طلبی بحیث ابزار شوروی وقت و هند قرار گرفته از حمایت غرب محروم شد و سر انجام توسط شوروی سابق اشغال شد.
با ظهور حکومت مجاهدین و طالبان داعیه پشتونستان طلبی و معضلی بنام دیورند در نتیجه نفوذ و مداخلات گسترده پاکستان در امور افغانستان فراموش شد. بجای پشتونستان طلبی، بحث کنفدارسیون میان افغانستان و پاکستان و یا ادغام افغانستان بحیث صوبه پنجم پاکستان در محوری حکمتیار مطرح شد. اما با شکست حکمتیار توسط مسعود، پاکستان به اهدافش نرسید. اما با بقدرت رساندن طالبان عملاً افغانستان در زیر فرمان پاکستان قرار گرفت.
با سقوط طالبان افغانستان در واقع تولد نو یافت، ولی با بقدرت رسیدن نسل جدیدی از پشتونیست ها در ارگ کابل در سایه حمایت غرب در تحت رهبری خلیلزاد، غنی، کرزی، احدی ، جلالی، اتمر و یک تعدادی دیگری بار دیگر تفکر پشتونستان طلبی و معضله دیورند زنده ساخته شد. اما غرب بحیث حامی دولت کرزی و غنی بار ها مرز دیورند را مرز بین المللی اعلام کردند و هر نوع داغ ساختن بحث دیورند را بمعنای تداوم جنگ و بی ثباتی در افغانستان نامیدند.
2) ناسیونالیزم کاذب
در بیش تر از نیم قرن پشتونیستها از خط دیورند بحیث ابزار ناسیونالیزم کاذب برای مصارف داخلی استفاده کردند، بی آنکه باور به ناسیونالیزم و آزادی خواهی داشته باشند. سردار محمد داوود بیش از هر کسی دیگر از کارت "پشتونستان بزرگ" استفاده کرد و سر انجام از آن صرف نظر کرده دست دوستی به پاکستان دراز کرد.
دولت های قبیله گرای افغانستان از تمام امکانات استفاده کردند تا مردم را بروحیه ناسیونالیستی و" داعیه پشتونستان" تربیت کنند. تاریخ جعلی را در مدارس و دانشگاه ها تدریس نمودند. در نتیجه وقت دو نسل افغانستان را با ناسیونالیزم کاذب ضایع ساختند.
3) "لر و بر" پرستی
پشتونیستها از خط دیورند برای تغییر معادلات قدرت قومی استفاده اعظمی میکنند. آنها می دانند که پشتونها در افغانستان اکثریت نیستند. اما آنها برای تغییر توزان نفوس همواره تلاش نموده اند، که از پاکستان ناقلین جدید را در افغانستان اسکان بدهند. به بیان دیگر پشتونیستها از اصطلاح" لر و بر" استفاده اعظمی نموده و استدلال می کنند که خط دیورند باعث جدایی اقوام و خانواده ها شده است. این در حالیست که همه مرزها بشمول شمال، شمال شرق و غرب باعث جدایی تباری و حتا خانوادگی شده است. چرا "لر و بر" یک طرف مطرح است و "لر و بر" طرف دیگر انکار میشود؟
پشتونستها می ترسند اگر خط دیورند را برسمیت بشناسند آنها بحیث یک اقلیت نمی توانند ادعای اکثریت در افغانستان کنند و از آوردن پشتونهای پاکستان برای تغییر توازن نفوس محروم خواهند شد.
4) عمق استراتیژیک
یکی دیگر از دلایل داغ نگهداشتن خط دیورند، استفاده از مناطق قبایلی پاکستان بحیث عمق ستراتیژیک در هنگام شکست جنگ قومی در افغانستان است. چنانچه هر باریکه پشتونها در افغانستان شکست خورده اند از پاکستان لشکر تباری برای خویش فراهم نموده اند. بگونه مثال لشکر قبایلی از ماورای مرز دیورند در تحت رهبری نادر خان و ظهور طالبان معادلات قدرت در افغانستان را تغییر دادند.
5) دلبستگی به وطن تاریخی
واقعیت اینست که سکونت و زادگاه تاریخی اکثریت پشتونهای مقیم افغانستان ماورای کوه های سلیمان است. آنها بطور طبعی تمایل به زادگاه و وطن تاریخی خویش دارند. یک تعدادی آنها با وصف زندگی در خراسان تاریخی و افغانستان هنوز این سر زمین را بحیث یک کشور اشغال شده و مردم بومی آن را بحیث بردگان بحساب می آورند. روی تصادفی نیست که عده ای آنها چندان دلبستگی به انکشاف و آرامش این کشور ندارند، بیشتر دل شان برای مناطق قبایلی پاکستان می تپد و حتا چند تا بورس تحصیلی گدایی کشور های خارجی برای فرزندن افغانستان را با قبایل پاکستان تقسیم کنند.

سیاست" لر و بر" پرستی و آینده افغانستان

به باور این قلم سیاست" لر و بر" پرستی عواقب ذیل دارد:
1) دشمنی نه تنها میان افغانستان و پاکستان ادامه خواهد یافت، بلکه بیشتر ازین افغانستان ویران خواهد شد.
2) تمایل شدید پشتون پرستی میان"لر وبر" باعث تحریک احساسات " لر و بر" پرستی اقوان غیر پشتون بطرف تاجیکستان، ازبیکستان، ترکمنیستان و ایران خواهد شد. در نتیجه مانع ساختن دولت- ملت خواهد شد.
3) پشتونستان طلبی باعث خراسان خواهی خواهد شد و افغانستان بحیث یک ملت و کشور واحد تجزیه خواهد شد.

هارون امیرزاده
دوم دسمبر 215

نظرات   

 
-1 #1 نصیر آریایي 1394-11-14 10:58
بسیار پیش رفته ای آقای هارون امیرزاده.‌ پاکستان خو این را هم میخواهد که باید اردوی افغانستان، پولیس افغانستان در پاکستان تربیه شود، روابط با هند به مرضی پاکستان باشد، دریایی کنر را نباید استفاده کنیم،‌ مناطق شرقی افغانستان باید بحیث حریم ایشان برایشان بمانیم. دیګر روز که دیګر چیزها ازتان میخواهد هم قبول میکنید؟‌ شرم بر کسانی مثل شما باشد که نه دین دارید نه آیین.
بازگو کردن
 
 
+3 #2 Faiez 1394-12-03 11:17
پشتون ها بنا بر عقبمانده گی تاریخی که دارند باور به حقوق شهروندی وهمزیستی با اقوام دیگر ندارندبرای خود ننگ میپندارند که کسی از اقوام غیر پشتون ریس جمهور باشدتمام مصارف را میکنند فقط به خاطر حفظ قدرت و سیطره شان بر اقوام دیگر ٬ و چون به تنهایی در افغانستان اقلیت هستند خودشان را به بهانه خط دیورند به پشتونهای پاکستانی چسپانده اند و این امر به نفع دولت پاکستان نیز است که صدهاجاسوس خود را حتا در چوکی های بلند دولتی ما نصب میکند وحتاممکن است در آینده وقتی پاکستان خوب رشد کند همه پشتون های افغانستانی خودشان را به پاکستان ملحق بسازند زیرا پاکستان یک دولت اسلامی قوی وپیشرفته میباشدزیرا پشتون ها به نفع شان میدانند که مربوط یک کشور پیشرفته مترقی باشند تا به یک کشور عقبمانده افغانستان ه پس به نفع افغانستان است تا هرچه زودتر مرز ما باپاکستان به رسمیت شناخته شود پشتون ها برضد نفوس شماری هیتند و تذکره الکترونیکی هم به همین دلیل توزیع نمیگردد تا اقلیت بودن شان پنهان بماند آنها به ابن منظور هزاران پشتون پاکستانی را با دادن امتیاز های فراوان در شمال افغانستان جابجا مینمایند و وقتی حقیقتن اکثریت شدند شاید سرشماری هم بکنند
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید