سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط درویش دریادلی
اخبار
نمایش از 14 دی 1392
پرینت

"دوستم " یک جنرال است یا نگهبان طویله؟
نبشته از : درویش دریادلی .
متفکر نازک آواز جهان ، اشرف غنی جان ، دیروز در یک سخنرانی بسیار  خجالت آور ، گفت که به همه رقیبان انتخاباتی هم " جلنج " می دهم که در هرجای که میخواهند و بیایند همرای من مناظره کنند. اگر از مناظره  بامن می ترسند ، پس بیایند با پهلوان دوستم مسابقه بزکشی بدهند . اگر اسپ ندارند ، جنرال دوستم برای شان اسپ هم می دهد  !



این گفته های کوچه بازاری  متفکر دیوانه مشرب جهان ، با خنده های بسیار  کچه و سبک و پوک وی همراه بود . خنده هایی که ناممکن است کسی از یک انسان هوشمند و با وقار هرگز بشنود و ببیند.  این سخنرانی کوچه بازاری  متفکر پوشالی جهان ، به خاطری اهمیت دارد که ما از شنیدن و دیدن آن به نگرش واقعی اشرف غنی و دیگر فاشیست های قبیله پرست اوغان به خوبی پی می بریم .

 

این که آقای رشید دوستم  خودش را گاهی به این و گاهی به آن می چسپاند و یک سیاست معامله گری و زیر پا کردن همه تعهد ها را همیشه در پیش می گیرد ، مساله جدا گانه است. اما نگاه  اشرف غنی احمدزی به موقف اجتماعی رشید دوستم ، بسیار جالب است . وقتی سخنان اشرف غنی را کسی بشنود نمی داند که دوستم یک جنرال نظامی و رهبر قومی است یا یک نگهبان طویله بابای اشرف غنی ؟!

 

آقای عبدالرشید دوستم ، هر کسی که هست و هرقدر سواد و سویه ای که دارد مربوط به بحث ما نمی شود. چیزی که نمی توان انکار کرد این است که آقای " دوستم " در جریان سی سال گذشته ، یک جایگاهی بسیار بلند در میان مردم اوزبک در اوغانستان پیدا کرده است و بسیاری از اوزبک ها عبدالرشید دوستم را رهبر خود می دانند و برایش احترام دارند . امروز ، کس بخواهد یا نخواهد آقای دوستم یکی از بازیگران بسیار مهم در پهنه ی سیاست اوغانستان است که نشست و برخاست وی همیشه با رییس های جمهور ، صدر اعظم ها ، وزیران و سفیران  و قدرتمندان داخلی و خارجی می باشد.  دوستم ، نسبت به اشرف غنی احمدزی ، هم در فراز و فرود جریانات سیاسی اوغانستان سهم داشته و یکی از چهره ها و مهره های اصلی در بازی های سیاسی سه دهه اخیر بوده است ، هم قدرت نظامی بیشتر دارد، هم قدرت مردمی اش ده ها مرتبه بیشتر از اشرف غنی می باشد. اما چرا و به چه دلیل  اشرف غنی دوستم را در حضور تمام مردم اوغانستان تا سطح یک طویله بان و اسپچران و  بزکش ، پایین می سازد و به او که خود را پادشاه ساز و یکی از مهم ترین شخصیت سیاسی در اوغانستان می داند  توهین می کند ؟اشرف غنی خودش چه دارد ؟

 

اگر اجداد  آقای دوستم  گله بان و اسپدوان و خانه بدوش بودند، پدران اشرف غنی نیز  شترچران  و  کوچی های سرگردان بودند و قوم و خویش وی همین امروز هم در خیمه ها زنده گی می کنند و اشرف غنی و برادرش و خانواده اش از نام همین کوچی ها برای خود  جایگاه و پایگاهی میخواهند بسازند . از این نظر ، اشرف غنی کدام امتیازی بر جنرال دوستم ندارد که به خاطر آن دوستم را توهین کند و کوچک بسازد . چیزی که اشرف غنی را حق گستاخی می دهد و جنرال دوستم را در نظرش کوچک جلوه می دهد ، حس برترنگری ، حس خود بزرگ بینی  و تفکر فاشیزم اوغانی اش است .  اشرف غنی ، یکی از چهره های برجسته و یکی از نخبه گان درجه اول فاشیزم پشتونی در اوغانستان می باشد. فاشیست های اوغان ، پشتون را از همه باشنده گان اوغانستان بلند تر و بزرگ تر و پاک تر و شایسته تر  و مستحق تر برای رهبری و دولتداری می دانند  و دیگران را سزاوار  غلامی و پای دویی و حقارت و ذلت . در چشم اشرف غنی ، دوستم حیثیت بیشتر از یک " نفر خدمت " ندارد. بگذریم از اینکه اشرف غنی نفرت خود را از دوستم در گذشته آشکارا بیان کرده است و دوستم را یک جنایتکار جنگی می شمارد که باید به پنجه قانون سپرده شود .

 

می گویند سزای قروت آب گرم است . عبدالرشید دوستم ، خودش ، با حماقت خود ، تیشه به ریشه خود و قوم خود زده است . کودن ترین آدم نیز این قدر می داند که رفتن با اشرف غنی هیچ سودی به دوستم و اوزبک ها ندارد . اشرف غنی چه و کی هست که معاون اول بودنش باشد؟

 

لوده گی دوستم به حدی است که اشرف غنی در پیش روی خلق خدا به شکل بسیار شرمبار او را توهین و تحقیر می کند و ذلیل می سازد ،اما دوستم به جای پاسخ دادن به او ، میگوید که اگر من با داکتر عبدالله می بودم  اوغانستان تجزیه می شد !

 

دوستم نمی گوید که من برای توهین شدن و ذلیل شدن با تو کوچی شترچران یکجا نشدم . دوستم به جای تملق بیشتر ، باید به اشرف غنی می گفت که : او کله قاق ، او چونگسی ، او شترچران ، تو گپ زدنته یاد نداری . مه یک رهبر هستم ، از تو کرده هم زور دارم ، هم قدرت دارم ، هم پایگاه مردمی دارم ، تو به کدام حق و کدام جرئت نقش و موقف مرا تا سطح یک طویله بان و اسپدوان  تقلیل می دهی ؟

دوستم باید به جای تملق بیشتر ، بلند می شد و در برابر رسانه های همگانی و در همان حالت سخنرانی ، چند قفاق محکم به دهان اشرف غنی می کوبید تا مردم می دیدند که جنرال دوستم یک آدم با همت است . و لی دوستم پس از شنیدن آن همه مسخره گی که بالایش شد ، خیست و چرند گفت و به خود بیش از پیش توهین کرد.

 

می گویند که خود کرده را نه درد است و نه درمان . جنرال دوستم ، خودش خود را خوار ساخت و به دامن یکی از فاشیست ترین فاشیست های اوغان انداخت. سزایش از این بد تر !

نظرات   

 
0 #1 یک افغانستانی 1393-01-02 12:04
آقای دریادلی!
این که معنی چنین حرف ها را در عرصه سیاست ندانسته قضاوت میکنید، از ضعف خود تان است. اما مقصد اصلی اشرف غنی چیزی کاملا جدا از این همه بود. میدان بزکشی که میگوید همان میدان سیاست است که هدف به مانند همان بز و گرداننده های سیاست همان چاپانداز و وسایل استفاده وی ان عبارت از همان اسب است. یعنی اگر میدان را طبق فریاد های رسانه یی تان اگر به کدام مهلکه کشانیدید، جنرال دوستم را همراه دارد تا مهلکه را مهار کند. و مقصد از دادن اسب هم مانا که برای یک عسکر که مردانه در میدان میجنگد، جنگیدن با ضعیف تر و کم مسلح تر از خود را برای خود کسر شأن میداند.
دوستم آنقدر احمق نیست که شما تصور کرده اید. بلکه اتحاد وی با اشرف غنی یکی از عاقلانه ترین تصامیم اش بود که اشتباهات سه دهه گذشته را جبران کرد. مسئله آینده را بگذارید به آینده. از امروز حرف بزنید که همیشه برای دوستانی که اعتماد کرد، از عقب به وی خنجر زدند. واخیراَ هم همان دوستانش جنرال دوستم را به هم بزرگی اش کوچکتر از محمد خان و محقق شمردند.
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید