سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

Error in function redimToSize: The image could not be resized because the size given is larger than the original image.

Error in function saveImage: There is no processed image to save.

سیاسی

نوشته شده توسط سید وکیل للندری
اخبار
نمایش از 27 ارديبهشت 1393
پرینت

سید وکیل للندری                                          غزنی ـ افغانستان
اتلاف حق دریافت و پخش اطلاعات توسط رسانه های داخلی
ونقض حقوق بشرمردم توسط کمسیون حقوق بشر
الف ـ اتلاف حق دریافت و پخش اطلاعات :


مطابق میثاق های بین المللی حقوق بشر، به شمول میثاق حقوق مدنی و سیاسی، حق گرفتن و دادن اطلاعات، جزء آزادی بیان و حقوق بشر می باشد. اما طوری که مشاهده شده، طی سال های اخیر، این حق برای مردم افغانستان درنظر گرفته نشده و از آن محروم ساخته شده اند.
به این معنی که مباحثات و برنامه های خبری تلویزیونی و رادیویی که به مردم ارائه می شود، به ویژه تلویزیون به اصطلاح (ملی)، که در حقیقت تلویزیون ملی نی، بلکه تلویزیون یک گروه خاص مربوط به دولت و ارگ است، اخبار را طوری ارائه می کند که در رابطه با موضوعات مختلف، برخلاف روال طبیعی، که در زمان شاهی و داوودی رایج بود، و طبق آن نخست اخبار رادیو به زبان پشتو و بعد از نیم ساعت، به زبان فارسی دری پخش می گردید، و پس از آنکه تلویزیون افغانستان آغاز به کار کرد، نیز همین ترتیب جاری بود، و شنوندگان هر خبر را به طور کامل می شنیدند.
اما در طول سیزده سال کرزی سالاری ، تحول طوری صورت گرفته که در همین تلویزیون به اصطلاح ملی، یک گویندۀ پشتو زبان و یک گویندۀ دری زبان، توأماً یک خبر را کاملاً به پشتو، و خبر بعدی را فقط به دری ارائه می دارند، و این توأمیت مشکل بزرگی را برای شنوندگان سبب می شود، به این تفصیل که اگر گویندۀ پشتو مثلاً خبر مربوط به مصوبات آن روز مجلس نمایندگان را می خواند، گویندۀ فارسی مثلاً خبریک حادثۀ ترافیکی راارائه می کند.
حالا اگر شنوندۀ در پکتیا یا پکتیکا خبر فارسی را می شنود، چیزی از آن درنمی یابد، همچنان که مثلاً در پروان، شنونده ها نمی دانند که مجلس شورا در آن روز چه تصاویبی داشت، و بر زندگی آیندۀ او چه چیزی مترتب خواهد گردید. در این شکی نیست که حدود نود درصد مردم افغانستان (شامل تمام اقوام) فارسی می دانند، اما آن ده درصدی که فارسی نمی دانند، از خبری که به زبان فارسی می شنوند، چیزی درنمی یابند. در این حالت حق همگان تلف می شود، با این کار حق هموطن پکتیایی ما سلب شده و نگذاشته اند او یک خبر مشخص را به زبان پشتو بشنود و بداند چه واقعۀ در کشور رخ داده است، همان سان حق هم میهنانی مثلا در بامیان و جوزجان و فاریاب و سمنگان را تلف ساخته اند، چرا که نگذاشته اند از واقعۀ که خبرش به زبان پشتو پخش شد، آگاه شوند.
نتیجۀ مستقیم این عملکرد تلویزیون به اصطلاح ملی این است که حقوق اساسی و مشروع بشری همگان را که یکی از آنها، آگاه شدن از وقایع کشور می باشد، ضایع می شود. این کار درست نیست، و باید در آن تجدید نظر صورت بگیرد، و اخبار پشتو و فارسی از هم جدا به شنوندگان تقدیم شود .
چند روز پیش، پس از اعلان نتایج قسمی انتخابات، پانل ها و گروه های مختلف مباحثه هایی را به راه انداختند. در تلویزیون طلوع، که من مشاهده کردم، آقای شاپور بختیار که ژورنالیست خوبی است، و بر هر دو زبان تسلط خوبی دارد، یکی از مهمانانش کسی بود به نام لالی از قندهار، دیگری شخصی به نام جبار قهرمان، نفر دیگر به نام واقف حکیمی و شخص دیگر از بنیاد فیفا به شمول نورمحمدنور از کمسیون (نا) مستقل انتخابات، روی مسایل انتخابات بحث می کردند. مواردی بود که آقای لالی به پشتو صحبت می کرد، و من که حدود نود وپنج درصد و بیشتر پشتو را خوب می دانم وتکلم می کنم، صحبت هایش را که بسیار تیز و سریع گپ می زد، نمی توانستم تعقیب کنم و هدفش را دریابم، وقتی آقای قهرمان با پشتوی بسیار غلیظ و در عین زمان بعضی کلمات و جملات را به اصطلاح نیم کله می ماند، نصفش را زیر زبان می گفت و نصفی هم روی زبان! شاید پشتوزبانان تمام گپ هایش را فهمیدند، ولی فارسی زبانانی که در پانل نشسته بودند و آن هایی که تلویزیون را می دیدند، کاملاً معلوم بود که به گپ های جبار قهرمان پی نمی برند. این کار یک سوء تفاهم ایجاد کرد، خصوصاً وقتی آقای نور محمد نور گپ زد ـ و نمی دانم تا چه حد صلاحیت داشت که گپ های تحریک آمیز بزند ـ به پشتو گفت که کاندیدی با مهارت چنان تقلبی را بکار برده که امکان کشف آن بسیار کم است، البته اگر کمسیون شکایات بسیار توجه کند، امکان کشف موجود است !
حالا باید پرسید این اتهام گُنگ و مبهمی را که این شخص بر یک کاندید وارد می سازد، در مقام سخنگوی کمسیون (نامستقل) انتخابات چنین صلاحیتی دارد؟ اما به هرحال، متوجه شدم فارسی زبانانی که در پانل حضور داشتند، و شاید پشتو را در حد (چطور هستی و خوب هستی) بدانند، ولی وقتی به سطح بلندتری صحبت می شود، ممکن است تعداد کم شنوندگان آن را درک نمایند. به این ترتیب باید نتیجه گرفت که این اتهام آقای نور به همین علت، کدام واکنشی در میان نماینده های تیم ها در پانل بار نیاورد.
برای رفع چنین بی عدالتی و غلط فهمی، در جهان راه های معقول وجود دارد، در چنین بحث ها باید از تکنالوژی امروز استفاده کرد و مثلی که در دیگر کشور ها رایج است، و ترجمان هایی می باشند که همزمان مطلب گوینده را به زبان دیگر ترجمه می کنند. بهتر است در چنین مباحثات برای بجا آوردن حقوق بشر، افرادی که گوش می کنند وحق دریافت اطلاعات را دارند، ما هم ترجمان هایی را داشته باشیم که فی المجلس وقتی کسی پشتو صحبت می کند، آن را به فارسی ترجمه بکنند، و اگر گوینده به فارسی گپ زد، بلافاصله آن را به پشتو ترجمه بنماید. در همین مباحثۀ مورد نظر، فارسی زبانان می توانستند با داشتن ترجمان ها، صحبت های آقای لالی را بلافاصله بدانند و گپ های آقای نور را هنگام وارد آوردن آن اتهام واهی، بفهمند، و به پاسخ او بپردازند، عین طریق برای طرف مقابل نیز باید در نظر گرفته می شد. مثلا وقتی آقای واقف حکیمی با سویۀ بلندتر فارسی صحبت کرد، آقای قهرمان حق داشت تا بلافاصله گوشکی را به گوشش گذاشته و ترجمۀ پشتوی آن را بشنود، و اگر احیاناً پاسخی داشت، ارائه می کرد. در نتیجه هم حقوق بشری همۀ آن ها احترام می شد و هم در رابطه با مبحث موضوع و سوءتفاهمی که به میان می آید، جلوگیری صورت می گرفت و همه بینندگان هم تمام بحث را می فهمیدند. لذا از مسئولین رسانه های شنیداری و دیداری با جدیت می خواهیم بیش از این مردم را از حقوق اساسی شان در اطلاع یابی از اوضاع کشور، که جزو حقوق بشری شان می باشد، محروم نسازند، و وسایل تفاهم باهمی را مهیا گردانند. خلط کردن زبان ها در مسایل اطلاع رسانی، بدون شک سوءتفاهم ها را وسیله شده، چه بسا که معضلات بزرگ بین الالسانی و بین الاقوامی را در کشور عمیق تر می گرداند.

ب ـ کمسیون حقوق بشر افغانستان، ناقض حقوق بشر است :
 وقتی کنفرانس بن تشکیل شد، پیشنهاد گردید تا کمسیون حقوق بشر در افغانستان ایجاد، و در چارچوب ادارۀ موقت درنظر گرفته شود. اما گنجاندن کمسیونی به نام کمسیون مستقل حقوق بشر در قانون اساسی و تعیین رئیس و اعضا یا کمشنر های آن به وسیلۀ رئیس قوۀ اجرائیه، خلاف عنعنۀ بسیار قوی و دموکراتیک و خوبی است که کمسیون های حقوق بشر باید از اعمال دولت ها و حکومات نظارت بکنند، چرا؟ به خاطر این که معمولاً این وظیفۀ دولت هاست که حقوق اساسی شهروندان خویش را، به شمول حق حیات، آزادی و امنیت شان مورد حمایت قرار بدهند، که توسط ارگان های امنیتی و قضایی و عدلی عملی می گردد. ایجاد کمسیون حقوق بشر به شکلی که امروز در افغانستان موجود است ، در حالی که وزارت عدلیه و دادستانی و محکمۀ عالی دایر بوده و همۀ آنها موظف به حفظ و حمایت حقوق بشر، اموال و دارایی و حیات و حیثیت مردم کشور می باشند، نامؤجه است.
فلسفۀ ایجاد کمسیون حقوق بشر این است که شهروندان خود با ابتکار خویش، به غرض حمایت افراد و اتباع کشور، در برابر خود کامگی، مطلقیت و تخطی از حقوق بشرتوسط دولت ها، کمسیون حقوق بشر را به میان می آورند که قطعاً یک نهاد مستقل می باشد، نه یک نهاد دولتی سرکاری و مزدبگیر حکومت . کمسیون حقوق بشر در افغانستان یک نهاد کاملاً بی کاره و بی حیثیتی است که رئیس و کمشنر های آن را رئیس قوۀ اجرائیه تعیین کرده و معاش شان را می پردازد، پس این کمسیون اجباراً چشم و گوش به فرمان رئیس قوۀ اجرائیه داشته، کوچک ترین ابتکار و قوۀ عملی ندارد، و به اصطلاح معروف ( عِرض خود می برند و زحمت ما می افزایند) !
سابقۀ کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به روشنی نشان می دهد که این نهاد، به ویژه در زمان ادارۀ موقت و ادارۀ انتقالی، و حتی در دو دور ریاست جمهوری، به اشارۀ حلقات بالایی داخلی و خارجی، فقط و فقط به منظور دوسیه سازی برای کتله خاصی بنیان گذاری شد تا به نام مستند سازی در عقب آن اشخاصی بیفتد و دوسیه سازی بکند، که  در دفاع از تمامیت ارضی و شرافت ملی افغانستان در قبال تجاوز و سلطۀ بیگانه مجادله کرده بودند. این به اصطلاح کمسیون حقوق بشر افغانی واژه های (وارلارد، و مجرمین جنگی) را در مراحل مختلف، روی اهداف سیاسی خاص با سر و صدا به راه می انداخت، و هیچ گاهی در مورد حقوق بشری سیاسی شهروندان کشور، حق انتخاب، عدم مراعات قانون اساسی به وسیلۀ رئیس جمهور، زیرپا ساختن قانون اساسی توسط ارگان های دولتی، فساد افسار گسیخته و سایر تخطی ها از قوانین کشور، حرفی نگفت، اعتراضی نکرد، اعلامیۀ صادر ننمود .
رئیس جمهور دورۀ خود را به صورت غیرقانونی تمدید کرد، رئیس جمهور به صورت غیرقانونی، رئیس محکمۀ عالی را به صورت سر پرست نصب نمود، رئیس جمهور وزرا را به صورت غیرقانونی به حیث سرپرست تعیین کرد، رئیس جمهور به تصاویب و فیصله های مجلس نمایندگان، که پس از ویتوی رئیس جمهور، با دو ثلث آرا دو باره تصویب کردند، وقعی نگذاشت، مثل مواردی که ذکرشد، ده ها مسألۀ پامال شدن حقوق اساسی و سیاسی مردم توسط دستگاه دولت وجوددارد، که این کمسیون بی کاره و رئیس و اعضای بیکاره تر آن، هیچگاه لب به اعتراض نکشوده اند. به دو علت : این که این ها چون معاشخور دولت اند، پیوند نزدیک با اهرم قدرت دارند و دست نشاندگان آن اند، فلسفۀ وجودی در حقیقت در چارچوب دولت، خدمت به دولت است، و بنا بر آن مُهر سکوت بر لب می گذارند.
دوم : اینها اصلاً نمی دانند چه باید بکنند و از حقوق سیاسی مردم هیچ اطلاعی ندارند. در ارتباط با تخطی های کمسیون های انتخابات و شکایات، باطل شدن رأی های قانونی و پاک مردم، و سایر حقوق سیاسی مردم، هیچ صدایی از این کمسیون برنخاست، چرا؟ به خاطری که کمسیون حقوق سیاسی افراد را جزو حقوق بشر افراد نمی پندارد، در حالی که بر وفق اعلامیۀجهانی حقوق بشر، منشور ملل متحد، میثاق حقوق مدنی سیاسی و سایر اسناد پذیرفته شدۀ بین المللی در سطح جهانی، حقوق سیاسی اتباع و حق تعیین سرنوشت، اجزای لایتجزای حقوق بشر است . پس معلوم می شود که نقص اساسی کمسیون حقوق بشر افغانستان از لحاظ فلسفی این است که به صورت نادرست در چهارچوب دولت به وجود آمده، در حالی که چنین نهادی باید به ابتکار ملت ایجاد گردد تا مستقل باشد، و با دولت ارتباطی نداشته باشد، و در مقابل خودکامگی و خودسری و مطلق العنانی دولت، از حقوق شهروندان دفاع بکند. در حالی که کمسیون حقوق بشر افغانستان توسط قدرت ایجاد شده و از همین قدرت معاش می گیرد و چشم و گوشش متوجۀ آن است تا رئیس و کمشنر هایش دوباره تعیین شوند، وظیفۀ خود شان تمدید شود، و در یک کلام این کمسیون در خدمت قوۀ اجرائیه و رئیس جمهور قرار دارد، نه به مفهوم واقعی آن، که باید مدافع حقوق شهروندان در برابر دولت مستبد و مفسد باشند

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید