سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط کامبیز رفیع
اخبار
نمایش از 10 مرداد 1393
پرینت


سال‌های قبل از امتحان کانکور بود و برای این‌که زبان پشتو را ریشه‌یی و بنیادی خوانده باشم و در آن آمادگی داشته باشم، در جست-و-جوی کتاب‌های گرمسیر برآمدم. بیشتر تلاش کردم کتاب‌های ادبیات را پیدا کنم و بخوانم. در اخیر تلاشم ثمر داد و چند کتابی از ولایت ننگرهار از طریق دوست‌هایی به دستم رسید.

 

 

از اول تا اخیر برخی از آن‌ها را مرور کردم و واژه‌های که از نظرم نا آشنا بودند را یادداشت نموده، از بر کردم. تا اینجا کارم عادی پیش می‌رفت. اما در عین زمان محتوای این کتاب‌ها را نیز بررسی می‌نمودم و متوجه مطالبی می‌شدم که از دید من حیرت‌آور بودند. مثلا موضوع برتری نژادی پشتون‌ها جزء عادی کتب درسی در گرمسیر است. در یک جایی در یکی از این کتاب‌ها خواندم که قبول رهبری یک شخص بیرونی به اعضای یک قبیله‌ی پشتون "ننگ" است. این به این معنی که حتا در میان خود پشتون‌ها، پذیرفتن رهبری یک شخص که مربوط به قبیله‌ی باشندگان یک محله نیست، به اهالی همان محل ننگ پنداشته می‌شود. یک مدتی در هلمند بودم و این موضوع را از نزدیک متوجه شدم. در یکی از ولسوالی‌های دورافتاده‌ی هلمند، یک شخصی تازه ولسوال مقرر شده بود. او بار بار در نشست‌هایش همرای اهالی محل و کلان‌های قومی تکرار می‌کرد که "من ولو که از قندهار آمده‌ام، نورزی استم و از قبیله‌ی شما هستم".

این‌گونه ابراز همبستگی در میان پشتون‌ها یک امر عادی‌ست. اما دیدن آن در کتاب‌های درسی برایم خیلی عجیب بود. باشندگان گرمسیر در یک فضای فکری دیگری پرورش می‌بینند. مثلا برای یک تاجیک از دید ارزش‌های اجتماعی بسیار مشکل است که بگوید "من به تاجیک بودنم افتخار می‌کنم" و یا "ما تاجیک‌ها شمشیرزن و قهرمان و حماسه‌آفرین‌های روزگار استیم"، چه رسد به این‌که آن‌را در کتاب درسی شامل بسازد؛ که تقریبا یک جرم اخلاقی محسوب می‌شود. با آنکه حس افتخار تاجیک‌ها با اشکال دیگری ابراز می‌شود، اما نحوه و شکل آن از این مرحله گذشته است و عرف‌های اجتماعی و ارزش‌های انسانی به آن‌ها اجازه نمی‌دهد که آشکارا به قوم خود ببالند و به آن افتخار کنند، که ویژگیِ خوبی‌ست. پشتون‌ها از سایر مناطق افغانستان در یک فاصله‌ی فرهنگی و فکری زیان‌باری به‌سر می‌برند که تفاهم میان آن‌ها با دیگر باشندگان افغانستان را مشکل ساخته است. برای آن‌ها پذیرفتن رهبری یک شخص خارج از قبیله‌ی‌شان ناممکن است، چه رسد به این‌که یک غیرپشتون را در رأس قدرت سیاسی ببینند و بپذیرند.

درست است که پشتون‌ها نه اکثریت استند و نه هم تمامی ملت افغانستان. اما یک بخش بزرگی از نفوس افغانستان را تشکیل می‌دهند و اگر یک بخش بزرگی از یک ملت عملا به برتری نژادی باورمند باشد، سازگاری و کنار آمدن با این بخش خیلی مشکل است.
مثلا، در بازشماری آراء، تقریبا هر ناظر تیم تحول و تداوم یک امرخیل است. بی علت نیست که پنجاه تیم کاری (به اساس سخن‌گوی کمیسیون مستقل انتخابات) در ده روز اخیر تنها صندوق‌های یک هزار محله‌ی رأی‌دهی را بازشماری نموده اند. کارشکنی و معطل ساختن این پروسه رفته رفته به جایی خاتمه می‌یابد که یک ناظر تیم تحول و تداوم پایش را بند می‌کند و با لجاجت باطل کردن آرای اشرف غنی احمدزی را مانع می‌شود. در آن مقطع، نه نصیحت کارساز است و نه هم ناظران جهانی می‌توانند او را قانع بسازند، ولو که خود نیز متیقن باشد که آرای مورد مناقشه صد در صد تقلبی هستند. این گونه رویه بارها در گذشته دیده شده و پیامد مستقیم یک ذهنیت تبعیض‌آمیز است. این رویه قدرت سنتی و امتیازات اجتماعی پشتون‌ها را در خطر می‌بیند و می‌خواهد از سقوط آن پیش‌گیری کند. موجودیت این طرز دید در یکی، دو نفر خلاصه نمی‌شود.

اگر تعیین رییس جمهور از این مرحله می‌گذرد و از قضاء داکتر عبدالله برنده‌ی انتخابات اعلام می‌شود، تازه به شروع کار قدم خواهیم گذاشت. یک بخش بزرگی از پشتون‌ها عملا دولت جدید را تحریم خواهند کرد و هر عملکرد آن‌را، چه خوب و چه بد، به بدنامی و رسوایی خواهند کشانید.

تا زمان که یک بخش بزرگی از پشتون‌ها صادقانه و از ته دل به برابری سیاسی و اجتماعی شهروندان افغانستان باور پیدا نکنند، بعید است به هیچ پروسه‌ای دل بست که بنیاد آن‌را رقابت تشکیل بدهد. رقابت از دید آن‌ها تا زمانی پذیرفتنی‌ست که پیامد‌اش پیروزی آن‌ها باشد. اما چاره‌ای به جزء از راهکارهای رقابتی و دمکراتیک نیست. پشتون‌ها خواهی نخواهی باید به این پروسه تن بدهند.
گفتن این حرف در این مرحله مهم است چون پشتون‌ها با یک عده آدم‌ مذبذب و مصلحتی در جانب دیگر رو-به-رو استند و یا هم یک گله‌ای از آدم‌های خوش‌خدمت، مانع این گرایش در میان آن‌ها نشده و بدتر این‌که همواره باعث تشجیع و تشویق آن گردیده اند.
اولتر از همه روشنفکران پشتون رسالت دارند تا بهبود فکری باشندگان جنوب و شرق افغانستان را روی دست بگیرند و آن‌ها را از باتلاق اندیشه‌های تنگ بیرون بیاورند. تغییر محتوای کتاب‌های مکاتب یکی از اقداماتی‌ست که در این جهت خیلی مفید است. مظاهر "پشتونوالی" را از این کتاب‌ها پاک ساختن برای رشد حس شهروندی و کثرت‌گرایی اجتماعی حتمی‌ست.
در پایان، ایستادگی و پافشاری اقوام دیگر برای برقراری مساوات سیاسی، در جهت پس زدن و بالآخره زدودن این گرایش در میان پشتون‌ها و دیگر اقوام افغانستان مؤثرترین عامل است.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید