سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط درویش دریادلی
اخبار
نمایش از 28 شهریور 1393
پرینت

اشرف غنی کیست که از او بترسیم؟!
نبشته از : درویش دریادلی .
طرح سرچپۀ چگونگی نیرومندی نامزدان انتخاباتی، ما را به نتیجه گیری های بسیار نادرست رهنمون شده است. کسانی که در مورد انتخابات اوغانستان نظریه پردازی می کنند، یک مساله را از اساس سرچپه و نادرست مطرح می سازند: این که اگر اشرف غنی رییس جمهور نشود، اوغانستان از یک روی به روی دیگر می شود !
ما می پرسیم که اشرف غنی کی است و چه دارد که اوغانستان را از یک روی به روی دیگر میکند ؟ با کدام زور و قدرت داخلی و مردمی خود؟!



اساسی ترین موضوع این است که هر کسی به کرسی ریاست جمهوری برسد بر بخش آرام و امن و بی جنگ اوغانستان ( مناطق کابل و اطرافش، هرات، مناطق مرکزی و  ولایت های شمال کشور ) حکومت خواهد کرد ، نه بر تمام بخش های کشور . در مناطق پشتون نشین شرق و جنوب، سالهاست که کسی حکومت کرده نمی تواند. در همین سیزده سالی که حامد کرزی در کابل فرمانروایی می کرد، بر کنر و پکتیا و هلمند و قندهار و جاهای دیگری که طالبان و دیگر تروریست ها حضور داشتند، فرمان نمی راند ، بلکه بالای مردم غیر پشتون حاکم بود. حالا هم هرکسی که رییس جمهور شود، بالای همان مناطقی حکومت می کند که اکثریت مردمان غیر پشتون در آن زنده گی می کنند، یعنی مرکز ، غرب  و شمال اوغانستان. بر این اساس ، اگر مردم آن ولایت ها و بخش های غیر پشتون ، کسی را به حیث رییس جمهور نپذیزند و فرمانبری نکنند ، در واقع آن کس هیچکاره میشود .

هم انتخابات دور نخست ( ماه حمل ) ، هم انتخابات دور دوم ( ماه جوزا) سال 1393 ، در اصل و در واقع ، بیشترینش ، تنها در بخش های غیر پشتون کشور برگزار شد و پشتونهاکه اکثریت شان در جنوب و شرق زنده گی می کنند، در انتخابات به شکل گسترده  شرکت نکردند. چند میلیون رای که از مناطق عمده پشتون نشین ثبت شده است، بخش زیادش رای گوسپندی، تقلبی و خیالی می باشند.

اشرف غنی که پایگاه مردمی ندارد، رای واقعی ندارد، نیروی مسلح ندارد، حتی در میان پشتونها هیچ ریشه و پایه و مقامی ندارد ، آیا تنها با حمایت امریکا می تواند کشور را و به ویژه مناطق زیست مردمان غیر پشتون را ، از یک روی به روی دیگر کند؟!

تنها چیزی که اشرف غنی میزوف دارد ، پشتیبانی امریکاست. این حمایت اما به گونه ای نیست که امریکا بخواهد هرقیمتی را به خاطر به کرسی نشاندن اشرف غنی بپردازد.  اگر ما نترسیم و مقاومت کنیم و برای گرفتن حق خود دست به نافرمانی و قیام های مردمی بزنیم و دولت خود را اعلام کنیم ، اگر امریکا بخواهد جلو ما را بگیرد و  اشرف غنی را با وجود مخالفت ما به ریاست جمهوری برساند، تنها دو گزینه اساسی و عمده دارد . یا باز هم هزاران نفر سرباز امریکایی و انگلیسی را به اوغانستان گسیل کند و با ما بجنگند، یا باید به همدستی سازمان استخبارات نظامی پاکستان ( آی . اس . آی ) ، طالبان و حزب اسلامی و گروه حقانی و سپاه صحابه و دیگر گروه های دهشت افگن را بیشتر تجهیز کند و در مقابل ما استعمال نماید. در این صورت ، یک جنگ خونین و شاید طولانی به راه افتد و ثبات و امنیت در سراسر اوغانستان از میان برود  و همین مناطق وسیعی که اکنون آرام هستند، در جنگ و بی ثباتی و نا امنی غرق گردند. اگر این حالت پیش آید، درد سر های امریکا صدها برابر افزون می گردد و منافع اش بیشتر از حالا در خطر می افتد. آیا امریکا حاضر خواهد بود که به خاطر به کرسی ریاست جمهوری نشاندن اشرف غنی این گونه یک قمار بسیار خطرناک و کلان را بزند و درد سر خود را هزار برابر افزایش دهد ؟! پاسخ روشن است که امریکا به هیچ صورت این کار را نخواهد کرد.

اگر ما نگذاریم که اشرف غنی رییس جمهور شود، او چه کرده می تواند؟  به مردم مزار ،به مردم بامیان، به مردم بدخشان ، به مردم تخار و پروان و پنحشیر و مردم  غیره بخش های که تاجیک ها و هزاره ها و دیگر غیر پشتونها زنده گی می کنند، اشرف غنی دیوانه چه آسیبی رسانده می تواند؟!

  این روشن است که خود پشتونها اشرف غنی را برابر پشک اهمیت نمی دهند و یک روز هم نمی تواند که در هلمند و کنر و جای دیگری که طالبان و غیره حاکمیت دارند سپری کند، ما چرا به او اهمیت بدهیم و ازش بترسیم و  آن میزوف را آقا و بادار خود بسازیم ؟!

مقاومت و نپذیرفتن حاکمیت نامشروع و تقلبی اشرف غنی ، از هر نگاه و با هر سنجش به سود مردم ما است. امریکا هم تا زور را نبیند، به حرف کسی گوش نمیکند. وقتی ببیند که طرف مقابل تسلیم نمی شود ، وقتی ببیند که وضع از کنترولش خارج می گردد، وقتی ببیند که یک بخش وسیع اوغانستان که حالا امن و امان است به زودی گرفتار ناامنی و بی ثباتی و هرج و مرج می شود و حتا کشور در حالت تجزیه شدن قرار خواهد گرفت، وقتی ببیند که ناگزیر است به خاطر به کرسی نشاندن اشرف غنی خون صدها و هزاران نفر را بریزاند و مردمان مرکز ، شمال و غرب اوغانستان را که در این سیزده سال دوستانه ترین رابطه و پیش آمد را با امریکایی ها و دیگر خارجی ها داشته اند ، دشمن خود بسازد، هیچ عقل سلیم حکم نمی کند که امریکا باز هم بر سر رییس جمهور ساختن اشرف غنی اصرار کند.

این یک ننگ ، شرم ، زبونی تاریخی است که ما با داشتن همه امکانات مقاومت و حمایت بی سابقه میلیونها نفر ، در یک شرایط مساعد داخلی، در یک شرایط بسیار مساعد منطقه یی و جهانی، به ضعیف ترین رقیب و دشمن خویش ( اشرف غنی ) تسلیم شوییم . اشرف غنی، هیچ چیزی ندارد که باعث ترس کسی شود. اشرف غنی یک خس ، یک کاه است ، او را ناحق کوه جلوه می دهند. اشرف غنی  یک آدمک میزوف و نیمه دیوانه و بیمار است که اگر وضع کمی وخیم شود ، کسی به گپ او پیاز را هم پوست نخواهد کرد.  آیا شرم نیست که ما از اشرف غنی بترسیم؟!

نشان دادن زور، نافرمانی های بزرگ مدنی، اعلام دولت مستقل خودی و دیگر گزینه های بی شماری که ما داریم ، می تواند امریکا و هر کس دیگر را وادار سازد که خواست های ما را جدی گیرند و طرحی را عملی سازند که داکتر عبدالله در آن به ریاست جمهوری برسد و یا طرح دیگری را که برای ما قابل پذیرش باشد روی دست گیرد. اما اگر وضع ما طوری باشد که با یک تیلفون " اوباما" دین و دنیای خود را بفروشیم ، معلومدار که همان اشرف غنی میزوف برنده می شود و ما شرمنده می شوییم.

این که ما را از قطع کمک های پولی و قطع دیگر همکاری ها دولت امریکا می ترسانند نیز گپی نیست که ما به خاطر آن از حق مشروع خود بگذریم و تسلیم تقلب شوییم. امریکا اگر بخواهد که ضد منافع و خواست اکثریت مطلق مردم اوغانستان و ضد تمامی ارزش های انسانی و اجتماعی ، ضد مردمسالاری و عدالت بر مردم ما خواست های نامشروع و غیر انسانی و دور از منطق را تحمیل کند و هیچ اهمیتی به خواست و منافع ما نداشته باشد و ریشه ما را از هر جا قطع کند، پس چه نیاز داریم که پروای قطع کمک و دوستی امریکا را داشته باشیم ؟! اگر ما حاضر بودیم که این همه توهین ، تحقیر، مزدورمنشی، بی ارزشی ، ذلیل شدن، تسلیم و عاجزی را پذیریم و همه غرور و غیرت و حیثیت ملی و انسانی خود را در برابر زور و فشار ببازیم ، چرا سالها با انگلیس و روس جنگیدیم و خود را تکه تکه و جو جو ساختیم و به آن افتخار هم می کنیم ؟! همه ی آن جنگ ها و مقاومت ها به خاطر همین بود که زیر پای امریکا بخوابیم و خوش باشیم و خود را شور ندهیم که امریکا قهر نشود و کمک هایش را به روی ما نبندد ؟!

راستی رضای خداست ، در این چنین یک شرایط سخت و حساس که امریکا و انگلیس و دیگر خارجی های قدرتمند و موثر در امور اوغانستان از دزد چراغ بدست ، از تقلب ، از رسوایی ، از جنایت ، از خیانت به مردمسالاری و از زیر پا کردن تمامی ارزش های دموکراسی و شهروندی ، حمایت و پشتیبانی می نمایند و دیده و دانسته حق انسانی و مشروع میلیونها انسان آزاد منش را پایمال می کنند، ما به یک رهبر واقعی ، راستین، قاطع، نترس، با ایمان ، باورمند به حمایت خدا ( ج ) و متکی به نیروی لایزال مردم ، نیاز داشتیم که در برابر همه فشارها و حق تلفی ها مردانه می ایستاد و پای هایش از توخ توخ " اوباما" نمی لرزید.

برای ما روشن بود و روشنتر شد که در این دنیای سرشار از مکاره گی و دغلبازی و نیرنگ و فریب و زورگویی و ارزش شکنی، کسی نمی تواند که با ساده دلی، با خوشباوری، با نرمیخویی، با " بلی قربان " گفتن ، با گردن پتی و عذر و زاری حق خویش را از کسی بستاند . اگر قوی نباشی ، اگر خردمند و دور اندیش و هوشیار و زرنگ و بیدار نباشی، اگر دوست و دشمنت را درست نشناسی ، اگر در هر میدانی که میروی همه آماده گی های لازم را نگرفته باشی، پامال می شوی و کسی پروایت را نمی داشته باشد.

این انتخابات ، این مشق دموکراسی، درس هایی گرانبهای برای ما دارد . ما باید این تجربه را ، این درس ها را ، جمعبندی کنیم ، ارزیابی کنیم و خط روشنی به سوی آینده بکشیم . یکی از درس های بسیار مهم انتخابات سال 1393 این است که اگر نرمی بسیار کردی، اگر گردنت را پت گرفتی، اگر قاطعیت نداشتی، دشمنت دلیر می شود و بدترین توهین ها را به تو روا میدارد، باطل خود را حق می سازد، حق ترا باطل !

با سپاس فراوان

درویش دریادلی

چهار شنبه 26 شهریور / سنبله 1393

17 سپتامبر2014

www.tajikmedia.com


اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید