سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط عبداللطیف پدرام / رهبر اپوزیسیون
اخبار
نمایش از 15 مهر 1393
پرینت

پنجشیر مرکز و قلب تپندۀ مقاومت بود

نبشته از : عبداللطیف پدرام / رهبر اپوزیسیون
به نام خدا
برای بدنام کردن وضربه زدن به یک اندیشه، خوب حمله نکنید،بددفاع کنید .
دکترشریعتی
همراهان و همتباران عزیز! آنچه دراین روزها درشبکه های اجتماعی می بینم،خوب حمله کردن به شوونیزم وانحصارطلبی نیست، دفاع بد از خواسته های برحق وعادلانه ی خودی است. عوامل نفوذی دشمن شما عزیزان را گرفتار جدال فرساینده ی داخلی کرده اند.دود این هیزم تری که چند آدم بی خرد افروخته اند به چشم قوم تاجیک میرود نه به چشم

دشمنان ما. فضا چنان دودآلود وپرغبار شده است، که هرکس وناکسی ظاهرآ در دفاع از ناحیه ای و محلی در رسانه هاظاهر میشود ودرلباس دوست ومدافع زهرآلود ترین تیرهارا به سوی این قوم برادر و یکپارچه حواله میکند ودهن کجی مینماید. کار به جایی رسیده است که همان هایی که در انتخابات هم در دفاع از زلمی رسول ها واشرف غنی ها در رسانه ها ظاهر میشدند وبه شوونیست ها رای میدادند، ازحق های تلف شده ی تاجیک ها سخن میگویند وبا دست های چرکین خود به پاره های تن ما شمشیر میزنند. در سال های مقاومت همه ی تاجیک ها چه در شمالی چه در شمال چه در غرب و چه در جنوب در یک صف واحد پیکار کردند واما انصاف بدهید،باحفظ گله ها ،نا رضایی ها وشکایت های درون قومی ودرون خانوادگی آشکارا بگویم پنجشیر مرکز وقلب تپنده ی مقاومت بود. یادم است در (کابل بودم) همه ی مدعیان ورهبران گروه های قومی در برابر حرکت برق آسای طالبان سپر انداختند،و"گرسنه و مفلوک/از وعده گاه های الهی گریختند..."(اخوان ثالث) اما آن فرزند قهرمان تاجیک (احمدشاه مسعود کبیر)با تکیه بر پروردگار بر کوهستان های هندوکش،کوهستان های میهنش تکیه زد وبا صدای رعدآسا آزادی،عدالت خواهی و مقاومت را ستایش کرد وفریاد کشید.
با چه اشتیاقی،مسوولیتی ،شجاعتی و امیدی کار را از خیمه آغاز کردیم، انتظار داشتیم جان های خود را قطره قطره جمع کنیم و به دریای بزرگی از امید ورهایی مبدل سازیم-دریایی که در آن(به سخن مولانای بزرگ) نهنگ های غول آسا وعظیم برویند و بارور شوند با دریغ پاره پاره شدن این دریای بزرگ در مسیرهای تنگ ودر تالاب ها وآبگیر های کوچک وحقیر محل گرایی، فرصت رشد یک قورباغه را هم از ما خواهد گرفت :"چرا نگرید چشم،چرا ننالد تن".
همتباران عزیز ! علی علیه السلام سخنرانی داشتند در باره ی مسایل مهم سیاسی،اجتماعی. آن سخنرانی غرا به خطبه ی "شقشقیه"معروف است. در اوج بیان پرشور وانسان ساز امام علی،مرد کم دانش و موقع نشناسی از میان حاضرین بر خاست و سوال کرد: یا امام اگر سراسر بادیه از مس گداخته باشد و آفتاب یک نیزه بتابد ووقت نماز شود،آب نباشد تکلیف چه میشود ؟ روایت میگویند پرسش بی موقع این مرد انگار آب سرد بی رحمی بود که بر روح وجان آتش گرفته ی امام فرو ریخته شد و خاموشش کرد...
درد ما چه است و بی خبران چه میگویند بدخشانی این کرد پنجشیری آن کرد... شرم است وجانسوز است . وقتی این بی پروایی ها و بی حرمتی ها وبی فکری هارا در برابر یکدیگر میبینم در خانواده ی خود میبینم جانم آتش میگیرد و صدای شکستن استخوان هایم را می شنوم . شیطان، در ظلمت در تاریکی زاد و ولد میکند. یک عده میخواهند حقایق را مسخ و وارونه جلوه دهند،شایعه پراگنی نمایند،فضارا غبار آلود بسازند و با استفاده از تاریکی های روح وخرد با نابکاری تمام "ته صدا"ی رذیلانه ونفاق افگنانه ی خودرا بلند کنند.
برادران وخواهران عزیزم ،جوانان عزیز! قلعه های بزرگ همیشه از داخل فتح شده اند آشکارا میبینم در این لحظه ی حساس تاریخی دشمن داخل این قلعه، که همان یک پارچگی و اتحاد قوم تاجیک باشد شده است. هشدار میدهم هر گام تفرقه اقگنانه، هر کلام تفرقه افگنانه خیانتی به تاجیک ها میباشد. به نفع شوونیست ها و دشمنان قوم تاجیک تمام میشود،آگاهی و یک پارچگی خود را حفظ کنید. هر که و هرکسی خیانت کرده است، هر که و هرکسی با سرنوشت قوم تاجیک معامله کرده است، هر که و هرکسی که منافع این قوم بزرگ را فدای منافع شخصی خود نموده است ودر لباس دوست به آن خنجر زده است به زودی حساب پس خواهد داد. به بیان حافظ بزرگ:
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
بادرود وسلام
لطیف پدرام
رهبر اپوزیسیون

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید