سخنرانی لطیف پدرام ( کامل، با ماجرای اخلال)

زنده گیــنـامـــۀ مسعود بزرگ ( رح )

سخنان آموزنده از مسعود بزرگ(رح)

سیاسی

نوشته شده توسط صبور رحیل
اخبار
نمایش از 06 آذر 1393
پرینت


تاجیکان و امریکا - آغازهای برای یک بحث بزرگ
نبشته از : صبور رحیل .
جایگاه سیاسی و اقتصادی تاجیکان  در افغانستان در سیزده سال اخیر سیر به شدت قهقرایی داشته است. این وضعیت در انتخابات پر از تقلب و تسلیم سال 2014 به جایی رسید که سوال بود نبود تاجیکان در افغانستان را در حلقات کوچک و بزرگ مطرح کرد. گستردگی و ژرفای این بحث به چنان حدی رسید که در تاریخ کشور برای اولین بار حرکتهای برهنه و بی پرده یی زیرنام حقوق تاجیکان در قدرت و ثروت کشور به میان آمد.



اگرچه هنوز بحث حقوق و جایگاه تاجیکان در قدرت و ثروت به گفتمان عام، حتی در سطح تاجیکان تبدیل نشده است، چه رسد به این که شامل گفتمان عمومی سیاسی در کشور گردد اما این بحث دارای پوتانسیل بس بزرگیست. چرا که مشکل عدم حضور فعال، آگاهانه، هدفمند و درخور تاجیکان در سیاست کشور ناشی از عواملی می شود که ریشه در تاریخ و فرهنگ آنها دارد. ازینرو پرداختن به این بحث می تواند در پهلوی برجسته ساختن یک رخ اصلی و تعیین کنندۀ سیاست در این گوشۀ دنیا، یک بحث بسیار دلچسپ علمی و فرهنگی نیز باشد.

حدود دو ماه پیش در پیوند با حرکتی به نام جنبش سراسری همبستگی تاجیکان که مبتکر آن جناب داکتر عبدالطیف پدرام عضو مجلس نمایندگان کشور و رییس حزب کنگرۀ ملی بود، یادداشت کوتاهی در فیس بک گذاشتم. این یادداشت روی حرفهایی از آقای پدرام بود که امریکا را مخالف به قدرت رسیدن تاجیکان و یا حضور نیرومند آنها در قدرت دانسته بود.

آن یادداشت، واکنشهای همنوا و ناهمنوایی را برانگیخت که هریک گوشه یی از حقایق و یا دغدغه و بینش ویژه یی را در پیوند با رابطۀ امریکا با تاجیکان بازتاب داده اند. برخی ها مخالفت امریکا با تاجیکان را یک دید نادرست و تیوری توطیه تلقی کرده اند و برخی ها هم به استناد حمایت امریکا از حلقات شناخته شدۀ فاشیستی و قومگرا را دلیلی بر مخالفت امریکا با تاجیکان تلقی کرده اند. برخیها هم مساله را به گونۀ تاریخی مطرح کرده اند و امریکا را ادامه دهندۀ سیاستهای استعماری روس و انگلیس در منطقه دانسته اند- یعنی نظر پدرام را تایید کرده اند. برخیهای دیگر دیدگاه پدرام را دیدگاه قرن بیستمی و ناشی از ایدیولوژیهای دوران جنگ سرد خوانده اند که در شرایط قرن بیست و یکم و جهانی شدن اقتصاد و علم و تکنولوژی کارآیی ندارد....

به هر حال، بی آن که در مورد بحثها قضاوت کنیم و یکی را بردیگری برتری بدهیم، می خواهم جریان این بحث را خدمت دوستان تقدیم کنم. این بحث درست همانند یک کنفرانس یا سیمنار است. نظریات ارایه شده از دید من نهایت ارزشمند اند. باید این نظریات جمع شوند. باید این نظریات به دیگران برسد.

نظریات هریک از دوستان نکات مهمی را در خود داشته است. بنده نظریاتی را که بسیار کوتاه ویا تاییدی بودند، حذف کردم. باقی همه نظریات را نگهداشته ام. دوستانی چون رستم آیانفر و تاجیک غزنوی بیشتر بحثها را داشته اند. به خصوص یادداشتهای آقای رستم آریانفر بسیار معلوماتی و مفصل بوده اند. حسن ختام این بحث از دو دوست دانشمند و گرانمایۀ تاجیک، آقایان مقیم احمدی و م. سلطانپور بود. با اینهمه تک تک پیامهای ارزش خود را داشته اند که بیانگر یک طرز دید در جامعۀ ما می باشد.

بحث ما با این پیش­درآمد آغاز شد:

((حرکت پدرام هرچه باشد، یک آغاز است. من نفس جنین حرکتی را تایید می کنم. البته با محتوای آنچه در خیمۀ لویه جرگه گفته شد، همنوا نیستم.

من پدرام را نه جاسوس می خوانم، نه هم مامور ادارۀ غنی، نه آلۀ دست کسی. باور هم ندارم که چنین باشد. اما موقف ضد امریکایی اش به هیچ صورتی عاقلانه، مدبرانه و سیاستمدارانه نیست. ما هیچ مشکلی با امریکا نداریم. مشکل ما فاشیزم است. امریکا حامی فاشیزم نیست....

حرکت پدرام سبب شده است که جامعۀ روشنفکران تاجیک جنبش تازه یی بیابند. سوال کنند، در مورد سرنوشت و جایگاه خود آزادنه بنویسند، بر محور منافع خود موضغگیری کنند، شخصیتهای خود را نقد کنند، از نفاق وحشت کنند، بر اتحاد توصیه کنند....

حالا یک بحث تاجیکانه در گرفته است. باید ادامه یابد. پدرام می تواند بخشی از این حرکت باشد. می تواند رهبر این حرکت باشد. می تواند در حاشیه قرار بگیرد. می تواند در نقش ستون پنجم دشمن نا آگاهانه و غیر مستقیم عمل کند...

از نظر من پدرام یک دورۀ جدید را آغاز کرده است. اما این که در جامعه چه جایگاهی می یابد، بستگی به این دارد که مردم او را چگونه می گیرند. او با مردم و منافع شان چگونه برخورد می کند.

با اینهمه از نظر بنده، نباید سیاست حذف و نادیده گرفتن را در پیش گیریم. حتی اگر کسی از تاجیکان مخالف پدرام هم باشذ، طرفدار حذف او نباید باشد. بگذار باشند. بخشی از مردم را کمک کنند، بخشی حقایق را نماینده گی..

به همین ترتیب هرگونه شعار ضد شخصیتهای دیگر تاجیک که در آن توهین و تحقیر باشد، مردود است. از نظر من باید جامعۀ ما به پختگی یی رسیده باشند که اندیشه ها را نقد کنند، نه اشخاص را. به گفتۀ مولانا- انسان همین اندیشه است. کوبیدن و یا تمجید اندیشه هاست که معنی و توجیه دارد.

از اینرو باید بحث از محور شخصیتها، از محور پدرام و عطا و صالح و صلاح الدین و احمدضیا باید بر محور اندیشه ها عملکرد ها انتقال کند. این شخصیتها محترم استند، اما تنها عملکردها و اندیشه های شان است که می تواند مورد بحث ما قرار بگیرد، نه شخصیت شان. در توضیح اندیشه ها و عملکردها شخصیتهای می توانند مثال باشند، نه موضوع اصلی بحث.

شخصیتها نه خدا اند که هرگز تغییر نکنند و ما مجبور به بندگی از آنها باشیم و نه هم شیطان رجیم که هرگز تغییر نکنند. نه سزاوار ردِ رد اند و نه هم سزاوار پرستش.

جوانان ما تنها و تنها زمانی می توانند برای جامعۀ خود مفید واقع شوند که سرنوشت سیاسی خود را به دست خود بگیرند که انتقاد کنند، انتقاد کنند و شک کنند و هرگز کورکورانه تسلیم کسی نشوند و نه هم کورکورانه با کسی مخالفت کنند.

همیشه باید هر ادعایی را با چرا و چگونه محک زد و به چالش کشید.

بدین گونه پدرام و حرکتش را تا می شود و ممکن است باید زیر سوال قرار داد و تنها زمانی آنرا پذیرفت و یا رد کرد که پرسشها پاسخ در خور یافته باشد.))

 

و چنین ادامه یافت:

    Omar Jadir

    خوب استعمار در کل تفاوت ندارد همه یک سر و یک تن اند مگر وقتى جورج بوش عقب میز خطابه قرار میگیرد و میگوید، حکومت افغانستان ریاستى باشد و یک پشتون در راس! این گواه چه است؟ و بلى وقتى ما با این سیاست امریکا مخالفت میکنیم طبعاً متحدین هم شامل همان کتگورى میباشد.

        Rustam Arianfar

اگر امریکا دشمن تاجیک نیست به کدام دلیل در سال ٢٠٠١ حمید کرزای را ریس جمهور انتخاب کرد؟ اگر امریکا دشمن تاجیک نباشد چرا امریکا ترس دارد از ٣ حکومت فارسی زبان در آسیا؟ اگر امریکا دشمنی با تاجیکان ندارد با کدام دلیل در سال ٢٠٠۴, ٢٠٠٩ و در این سال هم حق تاجیکان را نابود کرد؟ اگر امریکا دشمن تاجیک نباشد و بازی سیاستی خود را سر ما نزند با کدام دلیل امریکا در یک طرف سربازان خود را برکنار میکند و از سوی دیگر سلاح و تجهیزات های نظامی خود را از بین میبرند در حالیکه ارتش افغانستان وابسته به ان است. قطعات ها را هم با پاکستانی ها میفروشه... آیا امریکا دوست تاجیک است؟؟؟

     Rustam Arianfar

    تا روز که امریکا مزدور اوغانی مانند غنی یا عبدلله دوشتا باشد, دشمنی با تاجیکان دارد و دو سویه کار میکند

  

    Rustam Arianfar

    تاجیکان آریانا (که امروزنام افغانستان بر آن سایه افگنده است)، همانند آسیای میانه یافرارودان(ماوراالنهر)، درواقع کتلۀ بزرگ وبومی و اکنون هم اکثریت سکنۀاین سامان رامی سازنداما اینان چرا مکرراً اقتدارسیاسی، مواضع فرهنگی وسرزمین های مهم خود(چون بخارا، فرعانه، سمرقند، ترمذ، تاجیک کند یاتاجکند،(3)مرو، نیسا، چارجوی، پنجده، رخج، کنر، گردیز، بامیان ،غزنی و...)را ازدست داده اندوامروزوفردا درشهرهای شان هرات، بلخ وکابل نیزبه اقلیت مبدل خواهندشد؟

    یک لحظه بیندیشندکه اگربه جای تاجیکان، باشندگان بومی اصلی واکثریت را درکابل، پروان، پنجشیروکاپیسا، اقوام دیگرچون ازبک یاهزاره تشکیل میداد آیا کسی دیگر درکابل حکومت کرده می توانست؟

    پس چراتاجیکان این همه وضع نابه هنجار دارند؟ چرادرمنطقۀ خود نمی تونندحاکم باشند؟ چرا می جنگند، پیروزمی شوند امامی بازند؟ دراین رابطه فکرمی کنم دلایلی وجودداردکه من چندتای آنهارا برمی شمارم:

    1- تفلسف، موهوم گرایی، خیالبافی وفراخ اندیشی ساده لوحانه که شاید رسوبی ازتصورات حاکمیت هزارسال قبل تاجیکان درسرزمینهای گستردۀ شان باشد، هرقوم قبل ازهرچیزبه تشکل ومنفعت قومی خودمی اندیشد اماتاجیک فراقومی می اندیشد عجیب این است که به این فضیلت موهوم می نازد تا آنجا که متداوماً محدود و ورشکست میشود.

    2- درعین حال ماشاهدیک پارادوکس یاتناقض عجیب درمیان تاجیکان استیم، در تیوری و برخورد با اقوام دیگربسیارفراخ اندیش تا آنکه بخش عظیم امکانات خودرا فدای اقوام دیگرمی کنند، اما درعمل و درمیان خود درچارچوب تنگ وملت براندازمحلگرایی، حزب گرایی وایدیولوژی زده گی دست وپامی زنند وحتی خون هم را می ریزند،ً ازفراخ اندیشی، نام و هویت قوم خودیعنی"تاجیک"را بر زبان نمی رانند ولی خود را مزاری، هراتی، بدخشی، شمالی، کابلی، پنجشیری وغیره می نامندوحاضربه تقسیم عادلانۀ امکانات وقدرت دربین خود وهمکاری صمیمانه درزیرسقف قومیت واحد که راز پیروزی شان می تواند باشد نیستند. کرزی کندهاری میتواندوزیران دفاع ، معارف وفرهنگ وردک، وزیران داخله ومالیه ننگرهاری، وزیراقتصاد هراتی، وزیرزراعت پغمانی و...همه پشتون داشته باشداما قدرت رسیدگان فراقوم اندیش تاجیک به تاجیکان بیرون از قریۀ خود اعتمادنمیکنند چه رسدبه تقسیم قدرت!

    کرزی امریکایی جبهۀ نجاتی، رمه هایی ازحزب اسلامی، جهادی، الحادی وامثال آن، چون اتمرخادیست وکمونیست را صرف نظرازاحزاب وایدیولوژیهای شان درزیرپرچم پشتون برمی کشد اما پارلمان اکثراً تاجیک به برکناری دکتورسپنتا، ضراراحمدمجاهد، داکترامین فرهنگ دانشمند، داکترسیدمخدوم رهین دانشمندو عبیدالله رامین متخصص به دلایل اختلافات محلی وتنظیمی رأی میدهد! البته هردلیلی که برضعف این وزیران دلالت کندصدبرابردرموردآن دیگران صادق است، اماچه بایدکردبرتناقض درونی تاجیک فراقوم اندیش فروقریه کردار!

    3- جبن یاترس خفته درخون تاجیک، بلای دیگراست.

    این قوم وحتی روشنفکرش، اکثراًجرأت اظهارهویت تاجیکی ودفاع ازمنافع قومی خودرا نمی کند. حکمتیاربی هراس ازاینکه باایدیولوژی اش سازگاراست یانیست می گوید: "چون درحکومت استادربانی نقش پشتونها ضعیف است باید سقوط کند"- شهرتاجیک نشین کابل را راکت باران کرد تاپایگاه اجتماعی حکومت استادربانی واحمدشاه مسعودرا تضعیف وتخلیه نماید. کرزی حکومتش را ازوزیران تاجیک آشکاراتصفیه می کند اماکس لب ازلب برنمیدارد، این است جبن وتنگ اندیشی که پیامد آن شکست و ذلت است، تاآنجاکه با برکناری محقق ازوزارت پلان درسراسرافغانستان هزاران مرد و زن هزاره به جاده ها ریختنداعتراض کردند.بایک اقدام قانونی دولت علیه دوستم، دهها هزار ازبیک، راهپیمایی واعتراض وحتی تهدید به تجزیه کشورکردند، اما بابرطرفی مارشال، وزیردفاع، وزیرداخله ، وزیرخارجه، وزیرتجارت، وزیرفرهنگ، وزیرزراعت و...آب ازآب تکان نخوردچرا که اینان تاجیک بودندوتاجیک هم یا ترسواست یافرومحل کردارفراقوم اندیش؛ بخ بخ!

 

    Habib Kohistani

    پدرام صاحب باید اول قد راست کنند وبعد تعبیری از دوست ودشمن کند شرایط چینین ایجابی دارد جناب رحیل بزرگوار تاپه ها از پشاور ارزان ورنگ هم فراوان اگر چنین سریع حرکت کنند که قبل از اسیب رسانی به دشمن خود را اسیب میزنند

    October 2 at 4:11am · Like · 1

    Rustam Arianfar

    یکی ازدلایل شکست تاجیکان، اندیشه وروانشناسی عجیب رهبران آنان است. این رهبران علاوه برسه خصایص بالا بعضی ویژه گیهای جالب دیگرهم دارند:

    الف – سیاست تحمیق قومی- این رهبران ازآگاهی قوم تاجیک هراس دارندنمی خواهنداین مردم درس بخوانند وکادرهای دانشمندداشته باشندتامبادا ازمیان آنان رقیبی برای شان پیداشود وترفندهای شان افشاگردد.

    ببینید، دوستم باآن که خودازتحصیل بهره نداردازسال 71به بعدسالانه حداقل پنجصدجوان ازبک رابرای تحصیل به ترکیه فرستاده که اینک صدهاکادر متخصص چون داکتر، مهندس، حقوقدان وغیره تربیه شده واین فرآیند دوام داردهمچنان دوستم دراولین گام اقتدارش لیسه های ویژۀ ترکی ودانشگاههایی را درشبرغان ومیمنه ایجادکردکه امروزهم فعال است او دهها آموزشگاه کمپیوتر و لسان را در ساحات ازبک نشین ایجادکرد.

    مزاری، محقق، خلیلی، محسنی ودیگران مصارف هزاران جوان هزاره را برای تحصیل دردانشگاههای داخل پرداخته، دانشگاه بامیان وحوزه های علمیه مخصوصاً حوزۀ علمیه خاتم الانبیا درکابل را ایجاد کردند و هم اکنون پنجاه وپنج هزارجوان هزاره دردانشگاههای ایران، جاپان، هند، سوریه، اروپا وامریکادرس می خوانندکه اکثراً به کمک رهبران سیاسی شان اعزام شده اند، درمورد دیگران اگربگویم توضیح واضحات است. اما رهبران تاجیک تبارحاکم در ده سال حاکمیت خودمیتوانستنددهها هزارجوان تاجیک را برای تحصیل به اروپا و امریکا بفرستند، دردوشنبه شهروجاهای دیگردانشگاهها را فعال کنندوکاخ اقتدارخود را با ارتش کادرهای آگاه وتحصیلکرده مستحکم و ماندگارسازند، برای شان گفته شداما سرمایه گذاری را دراین راه حیف دانستند. زیرا اینان تکیه بربیسوادی وحماقت قوم دارند و سیاست شان سیاست تحمیق است.

    ب – سیاست الترناتیف کشی یاگزینه زدایی: درسه دهۀ اخیرماشاهدنابودسازی تعدادزیادی ازشخصیتهای مستعدسیاسی ونظامی تاجیک وبه حاشیه راندن جبری عدۀ دیگربودیم . دراین مورد آن قدرحقایق بدیهی وجودداردکه همین یک اشاره بس است، اماپشتون چنین سیاستی ندارد، نه کرزی، نه ملاعمر و نه حکمتیار هیچ کدام به کشتن همدیگر راضی نیستند و نیزدر پی نابودی الترناتیف ها نیستند، تفاهم میان اشرف غنی احمدزی ، علی احمدجلالی، احدی، خلیل زادوامثال شان وجود دارد که همه خودرا نامزد انتخابات می کننداما هرکسی را که غرب پذیرفت همه از او حمایت مینمایند، تااقتدارپشتون حفظ گردد درحالی که رهبران تاجیک ازچنین فراخ اندیشی درمیان خود ناتوان اند.

    5- بیگانه پروری تاجیکان به ویژه درمیان رهبران نیزبه همه واضح است.

    6- افراط درتحزب وایدیولوژیسم

    7- خودفراموشی ونبود یاکمبودخودشناسی قومی وضعف آگاهی ازتاریخ ومفاخرملی که درنتیجه خودکم بینی، عدم اعتمادبه نفس وغیره را بارآورده است.

    8- فاتالیسم یاتقدیرگرایی درعقیده، اندیشه وادبیات اعم ازمکتوب وعامیانه، که قوم تاجیک را فلج ساخته است درحالی که درباوروعمل اقوام دیگرجنبۀ اختیاروعملگرایی قوی است.

    9- خوشباشی وبی پروایی در ادبیات، هنروعرفان که منجربه انزواگرایی ودنیاگریزی شده است جمعی خیامی اند، جمعی حافظ گراوجمعی هم صوفی مشرب که نمی خواهندبا اندیشه های زندۀ سیاسی، قومی واقتدارطلبی خودرا به دردسر اندازند حتی موسیقی ماچنین است(4) بازارهنروادبیات ملی وحماسی که عزت نفس، غرورملی، کاروتلاش، ابتکارواقتدارطلبی را درمیان تاجیکان زنده سازدکاسداست وقتی حافظ مامیگوید:

    شکوه تاج سلطانی که بیم جان دراودرج است

    کلاه دلکش است امابه دردسرنمی ارزد!(5)

    چه انگیزه یی برای تلاش درراستای حاکمیت وتعالی باقی خواهدماند.

    [مابایدشاهنامه فردوسی بزرگ رابه عنوان آموزشنامۀ ملی تعمیم بخشیم نه آثاری ازآن گونه را که مردم را راحت طلب، ترسوودنیاگریزمی سازند]

    10- غروربیجا، عدم پذیرش انتقاد، خودفریبی ودرنتیجه عدم جستجوی راهکارهابرای رفع معایب- ماتاجیکان بایددرکلیت برافتخارات ملی، تاریخی وفرهنگی مان ببالیم،امادرعین حال جرأت برملاکردن عیبهاوعلل شکستهای مان را هم داشته باشیم وبایدراههای رفع معایب، وروشهای اصلاح وتکامل خودرا دریابیم. من یقین دارم که حرفهای انتقادی من غضب عده یی را برخواهدانگیخت وشایدبعضی ها آنها را اهانت آمیز و تند بدانند، اما تاجیکان دروضعی اندکه موثرترین راه درمان شان شوک درمانی است.

    مثل خوبی هم داریم:" دوست میگریاند، دشمن میخنداند " اگرماواقعاً خواهان اصلاح استیم نبایدبرای توجیه معایب خوددلیل بتراشیم، مثلاً بی تعصب بودن تاجیکان راناشی ازمتمدن بودن شان بدانیم حالانکه تعصب منحوس محلگرایی، ایدیولوژیک وحزبی شان رادارند.(6)

    11- تاجیکان مردمانی اندکه زوداحساساتی می شوندبه همین جهت درجنگهای گذشته بیشترخودرا به کشتن دادند، اماراه استفاده وحفظ دستاوردهای جنگ رابلدنیستند. باری ازبعدراندن انگلیسهاوفتح کابل، یک تاجیک پروانی بر روی سکۀ زرین ضرب زده بود:

    میکنم دیوانه گی تابرسرم غوغاشود سکه برزرمی زنم تاصاحبش پیداشود

    آیا خنده آورنیست؟ مردم را به کشتن داده انگلیس ها را ازکشوررانده قدرت را گرفته وبعدمنتظراست که بازهم انگلیس هایک نوکرحقیرخودرا بفرستندتاقدرت را درکابل تصاحب کندواقعاً دیوانگی است؟

    درست همانگونه که ازسال1371تاورود طالبان وبعد تا تشریف آوری آقای کرزی ماشاهد چنین انتظار وبلاتکلیفی بودیم.

    October 2 at 4:11am · Unlike · 2

    Rustam Arianfar

    درآن فرصتهانه کسی قانون ساخت، نه اداره ونظام، گویی منتظرآمدن صاحبانش بودند، روس را کشیدندتاجای را به نوکران انگلیس وامریکا خالی کنند؟ بهانۀ این که جنگ بودمعنی ندارد، پنجاه متخصص را درفیض آباد می شدجمع کردوقانون ساخت و" لویه جرگه" رادایرکردو...

    موارددیگرآسیب شناسی قومیت وقدرت تاجیکان فراوان است انگار روح مولاناباعث شهیدبه من این الهام رادادتااین حرفها را بنویسم ورنه من کجاواینهمه گفت وشنود!

    ناگفته نگذرم که بیان معایب ودردها بخشی ازتلاش برای درمان آنهاست، برخی ازاین دردها وعیبهادرموردتاجیکان تاجیکستان صدق نمی کندزیرادرآن جا به برکت تلاش رهبران، روشنفکران وفرهنگیان، مردم ازخودشناسی خوبی برخوردارشده، وبند " جبن تاجیکانه " راتاحدودزیادی شکسته وباوجود نفوس وامکانات اندک دربرابرقدرتهای رقیب وخصم منطقوی شان پیشه استوارایستاده اند....

    نکتۀ دیگری که گفتنی است، قیام وحرکت مولاناباعث شهید است که "جبن تاجیکانه"را شکست وبه همتبارانش درس مقاومت، نترسی وپایداری داد ولو به قیمت گرانی هم تمام شد، این شگرد او را احمدشاه مسعودشهیددرمقیاس وسیع تردرهنگام مقاومت دربرابرهجوم طالبان به نمایش گذاشت تاآنجا که همه حریفان دیروزبه پیشش سرگذاشتند، امادریغ که "خط سوم"آرمانش ناخوانده ماند واو رفت وهمان سرنوشت منحوس پیروزی درجنگ وشکست درسیاست بازهم تکرارشد! بیاییدبرای برچیدن عیبها تجربه ها را ازخود ودیگران بیاموزیم درآموزش بی تعصب باشیم وبه منظور اصلاح، راهکارهای مان را درمیان بگذاریم. دراین مسیر، یکی ازمهمترین راهکارها ایجادیک نهضت ناب فرهنگی- سیاسی قوم تاجیک اریانا است، وقتی پشتون "افغان ملت" ودههاگروه ویژه داردوقتی هزاره وشیعه، وحدت وحرکت وغیره داردوقتی ازبیک جنبش دارد، تاجیک چرابایدکماکان دربندطلسم وخواب مقناطیسی فراقومی اندیشی پوچ وبی ثمرباقی بماند؟

    شایداین حرفها درنگاه اول غیرمنطقی وافراطی به نظرآید، اماهرتاجیک صادق، خودشناس، آگاه ودردآشناکه درکفشش ریگ نرفته باشد درک می کندکه ماچاره یی جزاین نداریم.

    اگردر سیسالگی شهادت مولانا باعث شهید، گفتمان بالادر دستور روز روشنفکران وفرهیختگان تاجیک قرارگیرد، این فرصت به هدرنرفته است.

    روان مولاناباعث شهیدوهمه شهدای راه آزادی، عدالت، عزت وشرف ملت مان شاد ومسیرشان به سوی افقهای روشن پیروزی گسترده و پر رهرو باد!

    آریاوخشور تاجیک

    ---------------------------------

    پی نوشت های:

 

    (3)- شهری که امروزتاشکندمی نامند، نام اصلی اش"تاجیک کند"، تاجکند، چاچ کند وچاچ است چون "کند" و "کنت" درزبان آریایی سغدی(یکی از سرچشمه های زبان پارسی دری تاجیکی)به معنای شهروآبادی به کاررفته که نمونه های آن شهریارکند درکاشبغرپنجکنت درتاجیکستان بوده ودرتاریخ رشیدالدین فضل الله نیزبه نام ولایت تاجیک یاد شد، این نام را به خود گرفته ونام دیگرآن چاچ وچاچ کنداست که نام های خیلی معروف اند، اما درقرن اخیرروسها و ترکها ماهرانه سنگ وکوه است و به این ترکیب خواستند به آن هویت ازبکی بدهند حالانکه درشهر "تاجکند" که دریک دشت واقع شده است سنگ نایابترازگوهراست وازسوی دیگر تقریباً تمامی نامهای قدیمی محلات آن شهرتاجیکی است واشندگان بومی آن نیزتاجیک اند.

    (4)- درهنرموسیقی تاجیکان افغانستان، تقریباً همه تصنیف ها وترانه ها ضمن مکرربودن، سراسرزنباره گی، بجه بازی، ترک دنیا، بیگاره گی، بی پروایی، عیاشی وبی هویتی آگنده است ودر نهایت حسرت دوران گذشته یا خیالات افیونی آینده دیده می شود، درآن ها اصلاً چیزی ازهویت حماسه ها وافتخارات قومی وسرودهایی که انگیزه برای سازنده گی، وحدت قومی، فرازجویی وعظمت خواهی باشداصلاًنیست یااگراست هم بیشتردررابطه با حوادث سالهای اخیراست که بازهم نامی ازهویت قومی نیست درحالی که درسرودها وهنرموسیقی اقوام دیگر به ویژه پشتونها، ازبکها وحتی هزاره ها سوژه های هی وحماسی فراوان است مثلاً دریک خواندن پشتوکه دررادیو و تلویزیونها، زیاد گذاشته می شود این مصرع موجوداست:

    " داوطن دپشتونو..."

    اما ما ندیدیم که یک تاجیک جرأت چنین ادعایی راحتی دررسانه ها بکند!

    (5)- درین رابطه مقوله های معروفی را تاجیکان افغانستان دارندکه بسیارننگین است: "هرکس پادشاه شد مارعیت" یاامورمملکت خویش خسروان دانند این مقوله ها باشهروندی درتضاد است چه رسدبه "آزاده گی"که نام قومی ماست.

    (6)- این یک بدبختی وغرورابلهانه است که وقتی عیب رابگویی، روشنفکرتاجیک باتوجیه منطقی یاطبیعی آن، به دوام آن عیب صحه میگذارد درحالی که باید آن راشناخت وعلیه آن مبارزه کرد تعصب قومی یک احساس وتعصب ضرور، مثبت، مفیدوسازنده است، ملل متمدن دنیا ازانگلیس وآلمان تا جاپان این تعصب رادرحد اعلادارند.

    Saboor Raheel

    اصلاً دعوای پنجشیری و بدخشی راه انداختن یک دعوای نامربوط و بیجاست. هرکسی که این دعوا را راه بیندازد غلط می کند. پنجشیر و بدخشان دو مرکز فعال، پربار و عزیز تاجیکان است. شمالی، هرات، بلخ، سمنگان، بغلان، غور، بادغیس، سرپل..... کلیه مناطق تاجیک نشین و مجاهد و مقاومتگر اعضای یکدیگر اند.    هرگونه بی احترامی به استاد شهید، بی احترامی به مسعود شهید است و برعکس. بی ادبی در برابر بزرگان جهاد و مقاومت جرمی است نا بخشودنی.

  

    Noorullah Aziz

دزود بر شما بزرگوار

همایش پدرام حرکت خوبی برای بیداری نسل جدید عدالت خواهی تلقی میشود و اما بعد منفی این هگایش همان بود که جنجال کوچی که در این نشست خلق شد باید پدرام شورشگران یا مختل کننده گان را در همانجا به آغوش میکشید و شعار های شخصیتی را از بین میبرد و نسله پنجشیری بدخشانی پروانی بلخی یا هراتب را کاملاً از بین برده و برای همه گوشزد میکرد که پدرام از یک استان یا یک شهر نه بلکه مدافع هما تاجیک هاست و جنجال کوچک را همانجا دفن میکرد و به بزرگ اندیشی اش می افزود، که متاسفانه این کار را نکرد، حالا بعد از همایش و حادثه ی که در آنجا رخ داده است رقابت و رویارویی جدی مسان جوانان پنجشیر و بدخشان به وجود آمده که میتواند آب بیشتر را به آسیاب دشمن بریزد

حالا بر ناست تا این پیام را به پدرام عزیز رسانده و خواهان همبستگی جوانان شکر رنج بدخشانی و پنجشیری شود و این معضله را هر چه زود تر خاتمه بخشد

Rustam Arianfar

اگر این چنین باشد, چرا عبدالله پشتیبانی مردم را علیه امریکا نخواست؟؟ چرا عبدلله ۴ میلیون رای مردم را فروخت؟ دلار آمریکایی که برایش انتقال شد در جیب خودش افتاد یا در جیب مردم...؟؟ تا کی تاجیک دشمنی دیگران را قبول کند و تنها قربانی بده... تا کی مردم ما خو و بی سواد باشند؟؟؟ پشتونها دشمنی علیه امریکا نمیتوانند داشته باشند چون ان روز میباشد که همه چیز را که دزدی کردن از دست شان رفت. آیا شما واقع پشتون را با یک تاجیک مقایسه میکند؟؟؟؟ آیا شفتالو هم میتواند سیب باشد؟؟ ؟ پشتون مزدوری را یاد دارد ... قرن ها سال است که مزدور بودند .. این در قرن محمود غزنوی مزدوران هندوها و مزدور های ما بودند ... از پدر پدر مزدور هستند ...کدام تاجیک مزدور بود؟؟ امریکا نباشه, پاکستانی اوغان را قرد کرده. ازبک اوغان را قرد کرده. بلوچ اوغان را قرد کرده .

Noorullah Aziz

چون تا جایی که من پژوهش کردم افراد زیادی زیر نام پنجشیری و ب خشی در شبکه های اجتماعی از سوی دشمن گماشته شده اند که آتش بیشتر را بین این دو گروه فوران نموده و ما را بین هم مصروف ساخته تا خود شان به هدف دلخواه برسند    Mu Bagram

    رحیل بزرگوار درود بر شما، وقتی که آمریکا حامی فاشیزم باشد پس چگونه میشه که هیچ مشکلی با آمریکا نداشته باشیم...

       Rustam Arianfar

    آیا مشکلات تاجیکان حل میشه اگر ما بر یک لچک, پول دوست و خائن مانند عبدلله دوباره رای بدهم؟؟؟ عبدلله نمیتواند یک آگنت یا جاسوس اوغان ها در بین تاجیک باشد؟؟

        Saboor Raheel

    این خود یک سوال است، دوستان عزیز. این مساله نیاز به یک بحث جدی و همه جانبه دارد. من در این مورد به زودی بحثی را راه می اندازم تا دیده شود که به راستی امریکا با تاجیکان دشمنی دارد؟ اگر چنین است چرا؟ آیا ما دچار توهم خود برتر بینانه شده ایم و یا به راستی امریکا می تواند با ما دشمنی داشته باشد.

        dba Rahmakyan

    رحیل گرامی تاجیک ها بدنه اصلی فارسی گویان جهان اند و بستر زبان فارسی بزرگتر از افغانستان و ایران و تاجیکستان ؛ این گمان ما وقت به باور من بدل شد که امریکای ها برای بر انداختن حکومت استاد ربانی و بیرون کردن مسعود بزرک تصمیم گرفتند ؛ یادم است آن زمان در تاشکند آقای پدرام با یک ژورنالیست آلمانی در مورد گپ های داشت و من هم آنجا بودم ؛ به باور ما دشمنی از ان رخش است که نمی خواهد کتله بزرگی از فارسی گویان متحد متهد شوند ؛ از پیش آمد چنین فضا و پیدا شدن چنین قدرت ممانعت می کنند و تاجیک ستیزی ایشان وابسته به فارسی ستیزی شان است ! واگر نه چنین است استاد ربانی چه کمی از دیگران داشت و مسعود بزرگ چرا لایق همکاری شان نبود ؟ اینها پرسشهای اند که باید پاسخشان را داد !!

        Rustam Arianfar

    تاجیکان ... دشمنان امریکا, پاکستان, انگریز و و و ...چرا تاجیک در افغانستان هم قدرت را نگیرد؟؟ این نقشه این سوال را جواب خواهد داد!

       Saboor Raheel

    تاجیک دشمنی امریکا، تیوری توطیه یا یک حقیقت:

    مطلب بالا را می شود عنوان یک نوشته و یک بحث جداگانه قرار داد. من به این باورم که این نوع دیگری از تیوری توطیه است.

      نایب الدین اکرامی

    به بخش اخیر حرف هاى تان موافقم

    October 2 at 6:53am · Like

    Shiralambahder Bahder

    اما ضعیف وکم رنګ هرآغازی به ضعیفی بهتر بود اغاز نمیشد

 

    Tajik Ghaznawi

راحیل عزیز

امریکا نمی خواهد تاجیکان بر مسند قدرت اول تکیه زند

ناکامی انقلاب اسلامی تا سقوط دولت استاد ربانی

ترور قهرمان ملی تا تحمیل کرزی در بن

ایجاد مرکزیت در نظام توسط عناصر مزدور امریکا در لوی جرگه

تقلب و به حاشیه رانی سران تاجیک از قدرت در حکومت کرزی

تقلب و تحمیل اشرف غنی با آنکه تاجیکان برنده اصلی انتخابات بود

اگر گفته های پدرام از بابت ابعاد فوق باشد با ایشان همنوا استم

Saboor Raheel

غزنوی گرامی،

من همۀ رویدادها را که شما دشمنی و یا نخواستن امریکا می دانید، ناکامی و نالایقی سیاسیون تاجیک می دانم که میدان بردگی را بار بار می بازند. همین حالا هم امریکا اشرف غنی را تحمیل کرد به خاطر دلایلی و این آقای عبدالله هم پذیرفت. وقتی تاجیک خودش اختیارش را به دست چهارتا آدم معامله گر و بی اندیشه و تسلیم طلب می دهد، امریکا را چرا ملامت می کنید.

از نظر من این یک تیوری جدید توطیه است که ناکامی های خود را به گردن امریکا بیندازیم و بیغم بنشنیم که هیچ کاری از دست ما نمی آید.

ما در جایگاه مسلمان یهود ونصاری را ملامت می کنیم، درجایگاه افغانستانی آی اس آی پاکستان را ملامت می کنیم ،در جایگاه مجاهد در گذشته روس و امروز امریکا را ملامت می کنیم و مسوول کلیه بد بختی های مان آنها را می دانیم.

ما مردم تنبل استیم. دیگران را ملامت کردن و خود آرام نشستن و خود را قربانی حساب کردن و شعر گفتن و نوحه کردن، کار ماست. این آسان ترین کار است که می توانیم بکنیم.

در جلسۀ بن مگر چه شد؟ کله اختیار داخله و دفاع و خارج به دست شما نبود؟ مارشال وزیر دفاع، بسم الله لوی درستیز، قانونی وزیر داخله، عبدالله وزیر خارجه... و بازهم و هنوز هم شکایت داریم که امریکا نگذاشت و امریکا دشمن ماست.

گیرم که دشمن، ما در برابر این دشمن چه کرده ایم؟ دست زیر الاشه نشسته ایم؟ چرا کاری کنیم؟

خود ما هم می دانیم که امریکا نیازی به دشمنی با تاجیک ندارد. تاجیک اصلاً در هیچ جایی نمی تواند خارگلوی امریکا شود. چرا امریکا از تاجیک بترسد و با تاجیک مخالف باشد؟    October 2 at 9:27am · Like · 1

        Tajik Ghaznawi

راحیل عزیز تا جایی تنبلی یا عدم کارایی رهبران تاجیک در جلب حمایت آمریکا در امر حکومت داری را میتوان یکی از دلایل بی میلی امریکا نسبت به تاجیکان به حساب گرفت اما نه یک دلیل قطعی

اما همه تاجیکان تنبل نیستند ما کادر های نیز در خود داریم

نطفه های پشتون در غرب فعالتر از تاجیک ها و دیگر اقوام اند تا جایی در ترسیم خط و مش و ابنای استراتژی آمریکا نقش عمده دارند حتی در پست های کلیدی سیاسی نیز سمت بلند را عهده دار استند که بی گمان خود در بعد ایجاد ذهنیت های اقلیت و اکثریت و پشتونیزه سازی قدرت سیاسی تاثیر قابل ملاحظه را داراست

حضور طالبان و حامیان آنان نیز در امر پشتونیزه سازی قدرت دست اول نیز تا حدی مانع دست یابی تاجیکان بر قدرت است

چون ذهنیت های غرب چنان آراسته شده گویا اگر غیر پشتون به قدرت دست یابد اغتشاش ها در افغانستان تشدید شده که خود تهدید بزرگ به آمریکا بشمار میرود

نزدیکی سران تاجیک با روسیه و بافت های فرهنگی و زبانی با ایران هم یکی از دلایل عدم تمایل آمریکا با تاجیک ها است .

    Tajik Ghaznawi

    در کل منافع استراتژیک آمریکا و موجودیت آنها در وجود پشتونهاست نه دیگران

     Saboor Raheel

    خدمت آقای Tajik Ghaznawi

بازهم برداشت من اینست که امریکا دشمنی و دوستی ندارد. امریکا منافع دارد. ما چرا نباید به دنبال منافع مان باشیم؟ سیاست یعنی هنر و علم تامین منافع. چرا ما بنیاد کار سیاسی خود را از بر دشمنی و رویارویی با کدام ابرقدرت بگذاریم؟

        Tajik Ghaznawi

    جناب راحیل

    منافع آمریکا در به قدرت رسیدن تاجیکها چه خواهد بود ؟

    آیا تاجیک ها در برآورده ساختن منافع آمریکا نقش ارزنده را نسبت به پشتون ها داراست ؟

 

    Sadeq Faqiri

    اصلن مشکل ما با امریکا و انگلیس است، پدرام بسیار خوب درک کرده، وقتى امریکا بعد از یازدهم سپتمبر ٢٠٠١ به افغانستان حمله کرد همین قوت هاى زمینى تاجیکها بود که طالبان و القاعدة را فرار دادند، ولى قدرت را امریکا به پشتونها تسلیم کرد. ازین سیاست پدرام راضى استیم بلاخره امریکا مجبور میشود کنار بیاید و به حق تاجیکها توجه کند. اگر گوسفندى باشید روزگار ازین بدتر میشود.

     Sayed Samir Jalal

    جناب رحیل صاحب سیاست پدرام در برابر امریکا از نظر من معقول است زیرا امریکا یکی از بزرگترین حامی فاشیزم در مملکت است.

    تنها به منافع شخصی خود در افغانستان فکر میکند.

    و اگر امریکا خواهان مردم سالاری و دموکراسی در افغانستان میبود در انتخابات خوب نظارت میکرد.

    October 4 at 6:00am · Like · 2

    محمدشعیب رحیمی فیضی

قای پدرام درک و شناخت دقیق از امریکا و انگلیس دارد

همین امریکا و انگلیس سخت از فاشیزم حمایت میکند

طالبان خود اله دست و زاده امریکا اند

که کرزی جز جدا ناپذیر ان بود و است

کرزی دراپتدا اشکارا در سازمان ملل از طالبان نماینده گی میکرد بعد بنا بر توصیه امریکا و برای رسیدن به سیزده سال قدرت توسط امریکا از حمایت ونمایندگی اشکار خود داری کرد

    Ahmad Ferdaws Amiri

    به نظر من وطن ما به دو شخص هیچ ضرورت ندارد، اول إسماعیل یون و دوم لطیف پدرام

    غیر از نفاق افگنی کار دیگری ندارند.

    October 5 at 3:03am · Like

    Sadeq Faqiri

    خیلى بى انصافى میشود اگر اسماعیل یون شادى باز را با دانشمند پدرام مقایسه کرد

       Saboor Raheel

    فقیری عزیز،

 این هم از کمکاری ماست که نتوانسته ایم فاشیزم را به مردم خود بشناسانیم. اگر این کار را می کردیم، امروز کسی اسماعیل یون و لطیف پدرام را یکی نمی گرفت.

از این دوستان بپرسید که مثلاً در کجا لطیف پدرام یک کلمه و حرفی علیه پشتونها گفته باشد. پدرام عدالت می خواهد. یون حاکمیت قبیله اش بر همۀ کشور. میان این دو زمین و آسمان فرق است.

    Sadeq Faqiri

    رهیل بزرگوار!

    دقیق فرموده اید با شما موافقم

    Ehsan Salam

    به گفتۀ رفیق پوپر، تا اندیشه یی رد نشود و بر بطلانش دلیلی وجود نداشته باشد، علمی نیست.

     Parti Parsi Farsi Zaban

    پورفیسور داکتر صاحب لطیف پدرام یک انسان بسیار دانا و مردم دوست و فرهنگ دوست و با فرهنگ است

         Shafiqullah Shafiq

    حرکت پدرام را حمایت میکنم .باید رهبران واقعی را بشناسیم. از استفاده جویانیکه سه دهه بنام تاجک مالک ملیون ها دالر شدند بیزاریم.

     Dastagir Rezai

    تاجیکها پیش از دشمن تراشی دیگران به انسجام وتشخیص منافع خود نیازدارند.اگر انسجام وتشخیص منافع تاجیکهاتٱمین شد ونخبگان به دنبال تحقق اهداف شدن نه به دنبال منافع فردی وخود محوری وخودبزرگبینی،انگاه دیگران به شمول امریکا وانگلیس وشۇنیسم قبیله به آن جدی نگا...See More

    Saboor Raheel

    دقیقاً چنین است، جناب رضایی. کسی که می خواهد سیاست را بداند، باید ماکیاول را بشناسد. زمان ما زمان ماکیاول است. در سیاست تنها منافع است که محور می شود.

    Moqeem Ahmadi

    درود به همه شما همتباران عزیز شامل بحث

    با عرض پوزش از تاخیر شمول در بحث

    دیدگاه ها و نظریات بسیار عالی و ارزشمنمد ی را در مورد سرنوشت تاجیکان درین جا مورد بررثی قرار دادید . دیدگا های همه شما عزیزان به ویژه دیدگاه جناب رحیل صاحب و دوست گرامی آقای رستم آریانفر قابل ستایش و تایید است . امید وارم که با درک از شرایط عینی جلمعه و وضعیت موجود نا بسامان ما در قدم نخست موفق به انسجام و وحدت درونی و ایجاد یک محوریت مرکزی شویم و در قدم بعدی می توانیم به کمبودی ها و نواقص درونی و مشکلات بیرونی بپردازیم .

    حمایت از آقای پدرام برای همه تاجیکان بدون در نظر داشت اختلافات سیا سی ، عقیدوی ، تکتیکی سلیقه وی در ایجاد یک محوریت مرکزی غرض رسیدن به یک هدف کلی (انسجام تاجیکان )در شرایط کنونی نیازی است مبرم و ضروری .

    به ارزوی موفقیت های هرچه بیشتر تان

    Mim Sultanpoor

    رحیل عزیز سلام. این بحث را با دقت خواندم ونظریات شما رانزدیکتر به نظریات خود یافتم. اینکه امپراطوری روسیه تزاری و بعدا روسیه شوروی و امپراطوری بریتانیای کبیر مخالف فرهنگ وزبان فارسی و دشمن فارسی زبانان منطقه بوده اند و هنوز هم هستند من در ان شکی ندارم وفکر میکنم همه دوستان دلایل انرا میدانند. ولی اینکه امریکا مخالف زبان و فرهنگ فارسی باشد ودشمن فارسی زبانان برای من مفهوم نیست. اگر دوستان دلایلی قوی تری غیر از عدم حمایت امریکا از دولت مجاهدین دارند ارائه نمایند. مگر همین امریکا نبود که ار دولت رضا شاه حمایت میکرد ؟ اگر فردا حکومت فعلی ایران با یک حکومت سکولار تعویض شود موضع امریگا دربرابر ایران تغییر نخواهد کرد؟ دشمن سازی تاجیکان با امریکا مسلما برای امریگا زیانی انچنانی ندارد ولی برای تاجیکان زیان بزر گی خواهد داشت.

 
پسینه یاداشت: 

این بحثهای ادامه می یابند. باید در این بحثها سهم گرفت و مسوولیت خود را در قبال مردمی که به آنها متعلق استیم و سرنوشت شان سرنوشت ماست ادا کنیم. بنده شخصاً به این باورم که اگر تاجیکان به صورت فعال و آگاهانه برای احقاق حقوق خود و برای تثبیت جایگاه خود در سیاست و اقتصاد این کشور کار نکنند، این کشور هرگز ساخته نخواهد نشد. امروز همه جنگ و جدل در این کشور به خاطر غصب و غارت حقوق تاجیکان ادامه دارد. اگر تاجیک جایگاه خود را بازیابد و تثبت کند، این کشور نیز به ثبات می رسد.

نظرات   

 
0 #1 کاکړ 1393-09-09 07:39
تشکر برادران عزیز، خوب بحث کردین، اما متوجه باشین که باز به ترکستان نرید، بیاید و برای یک لحظه او زوایه غیر از تاجک بودن بحث تانرا مطالعه نماید تا اشتباهات و تناقضات که در این بحث موجود است برای تان برملا شودتا باشد بحث ثقه تر او برای پلان های تان یک سروی قابل اعتماد کرده باشین، و پلان ها هم واقع بینانه طرح شده باشد،
چیز که من خواندم مشکل است که ارمانهای تانرا تحقق بدهد
تشکر ، کاکړ
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

مطالب دیگر

برگ تاجیکان در رخنامه

 

 

 

 

 

 

تاجیکان در قرن بیستم

پایگاۀ آزاده گان تاجیکستان

خبرها و نوشتارها در بارۀ تاجیکستان، در پایگاۀ آزاده گان . ببینید :


 

| + - | RTL - LTR
برای حمایت از ما امتیاز دهید